قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٧ - ضرورت ذاتى و اصالت نظام متافيزيكى
اگر اين گروه خواسته باشند به ادعاى خود وفادار بمانند و روى اين سخن ايستادگى كنند ناچار بايد مدعاى خود را پذيرفته باشند؛ يعنى قبول داشته باشند كه جملۀ «نظام فكرى متافيزيكى درست نيست» درست است. هنگامى مىتوانند به صحت اين جمله اعتقاد داشته باشند كه به صحت حمل اولى ذاتى اعتقاد راسخ داشته باشند. اعتقاد به صحت حمل اولى ذاتى چيزى جز ايمان به نظام فكرى متافيزيكى نيست. به اين ترتيب درمىيابيم كه با هيچ حربهاى نمىتوان با سيستم فلسفى متافيزيكى به پيكار برخاست؛ مگر اينكه آن حربهاى از جنس خود سيستم فكرى بوده باشد. بدين جهت است كه اگر كسانى بدون يارى گرفتن از اين نظام فلسفى متافيزيكى به مبارزه و جنگ با اين نظام برخيزند در همان لحظۀ نخست با شكست مرگبارى مواجه خواهند شد و به دست خويش گور خويش را خواهند كند؛ زيرا، همانگونه كه ذكر شد، در نخستين قدم بايد معنى قضيۀ حمل اولى ذاتى را بپذيرند، كه اگر معنى اين قضيه پذيرفته نشود، بلافاصله در چاه ويل جواز تناقض سرنگون خواهند شد و ديگر هيچچيز در جهان قابل اثبات نخواهد بود؛ تا جائى كه خود اين قضيۀ جايز بودن تناقض نيز قابل اثبات نخواهد بود. بنابراين هسته اصلى شجرۀ اختلاف بين دو نظام فكرى يعنى نظام متافيزيكى و نظام غيرمتافيزيكى در قضيۀ حمل اولى ذاتى نهفته است. اگر اين قضيه به عنوان يك واقعيت پذيرفته شود، نظام فكرى متافيزيكى پذيرفته شده است.
شگفت اينجاست كه شق دوم مسئله؛ يعنى حتى نپذيرفتن قضيۀ حمل اولى ذاتى به عنوان يك واقعيت، امكانپذير نيست مگر با پذيرفتن آن؛ زيرا هنگامى كه كسانى آن را نپذيرند خود آن نپذيرفتن را به عنوان يك قضيۀ سالبۀ حمليۀ ذاتيه پذيرفتهاند؛ و به اين ترتيب درمىيابيم كه فرار كردن و رها شدن از سيطرۀ نظام فلسفى متافيزيكى براى هيچكس و به هيچ عنوان امكانپذير نيست. كسانى كه در اين وادى گام نهاده و خود را رها پنداشتهاند جز بازى با الفاظ كار ديگرى انجام ندادهاند.
٢-مورد دوم از موارد قضيۀ ضروريه ذاتيه جائى است كه