قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٣٦ - ليس فى الوجود موجود يوصف بالاطلاق الا و له وجه الى التقييد
١٤٤
ليس فى الوجود موجود يوصف بالاطلاق
الاوله وجه الى التقييد
هيچ موجودى در دار هستى به وصف اطلاق موصوف نمىباشد مگر اينكه از جهتى بتوان آن را مقيد نيز بهشمار آورد، چون يك موجود مطلق حد اقل مىتواند مورد تعقل واقع شود. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه اگر يك موجود مورد تعقل واقع شود، ناچار بايد آن را يك موجود متعين بهشمار آورد؛ زيرا مورد تعقل واقع شدن يك موجود چيزى جز تعين آن نمىباشد و تعين يك موجود نيز مقيد بودن آن را آشكارا نشان مىدهد. به اين ترتيب مىتوان گفت آنچه مطلق است روئى به مقيد دارد و همواره راهى را به جهان قيد مىگشايد.
اگر اين مسئله درست باشد و اين حكم صادق باشد كه آنچه مطلق است روئى به مقيد دارد، اين حكم نيز صادق خواهد بود كه آنچه مقيد است روئى به مطلق دارد؛ زيرا يك موجود مقيد همواره راه خود را به عالم اطلاق مىگشايد. دريافت اين مسئله و شناختن اين حكم، تنها براى كسى ميسر است كه معنى مطلق و مقيد را نيك بداند و حقايق اشياء را آنچنانكه هستند، بشناسد. معرفت حق و خلق و شناختن رابطه ميان واجب الوجود و ممكن الوجود بدون شناختن نوع ارتباط بين مطلق و مقيد امكانپذير نيست. به همين جهت است كه عرفاى آگاه، غيب هويت حق تبارك و تعالى را