قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٣٧ - ليس فى الوجود موجود يوصف بالاطلاق الا و له وجه الى التقييد
اشاره به مقام اطلاق وى دانستهاند.
مقام اطلاق مقام لاتعين است، در اين مقام هيچگونه قيد يا اعتبار خاص مجال ظهور نمىيابد و همۀ اعتبارات محو و نابود مىگردند. مرتبۀ اسماء و صفات، يا ظهور نسب و اضافات، به هيچوجه مقام اطلاق يا غيب هويت حق تبارك و تعالى بهشمار نمىآيد. مقام اسماء و صفات در نظر عرفا عبارت است از مقامى كه حق تبارك و تعالى ذات خويش را تعقل و ادراك مىنمايد. اين مقام از جهت مرتبه بعد از مقام اطلاق و غيب هويت حق تبارك و تعالى مىباشد؛ ولى همين مقام از جهت اينكه حق مورد تعقل و ادراك غير واقع مىشود يك مقام مطلق بهشمار مىآيد. اين مقام را مقام تجلى ذاتى يا نخستين تعين حق بهشمار آوردهاند. مسئلۀ تجلى و معنى ظهور در آثار عرفاى بزرگ به تفصيل مورد بررسى قرار گرفته است. نقل اقوال و عقايد عرفا در اين باب از گنجايش اين مختصر بيرون است. مسألۀ مطلق و مقيد و نوع ارتباط آنها با يكديگر در كتاب كوچك، ولى پرمحتواى نصوص، به صورتى جالب و مختصر مطرح شده است. بىمناسبت نيست عين عبارت عارف آگاه شيخ صدر الدين قونوى را جهت مزيد توضيح در اينجا بياوريم. عين عبارت وى در اين باب چنين است. «نص جليل: اعلم انه ليس فى الوجود موجود يوصف بالاطلاق الا و له وجه الى التقييد و لو من حيث تعينه فى تعقل متعقل ما، او متعقلين و كذلك ليس فى الوجود موجود محكوم عليه بالتقييد الا و له وجه الى الاطلاق، و لكن لا يعرف ذلك الا من عرف الاشياء معرفة تامة بعد معرفة الحق و معرفة كل ما يعرف (يعرفه به-خ) و من لم يشهد هذا المشهد ذوقا لم يتحقق بمعرفة الحق و الخلق.» ١
براى شخص آگاه و بصير پوشيده نيست كه آنچه در اين باب آمده است نه تنها نوع ارتباط ميان مطلق و مقيد را روشن مى- سازد بلكه بر وجود نوعى ديالكتيك نيز بهگونهاى آشكار دلالت مىنمايد؛ زيرا وقتى مطلق از درون مقيد آشكار گردد و مقيد نيز چيزى جز تعين مطلق نباشد، بروشنى مىتوان گفت آنچه ميان
١ -محمد بن اسحق قونوى. رسالة النصوص. (مركز نشر دانشگاهى) . ص ٥٠.