قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٩٢ - تقسيم ماهيت به جوهر و عرض در خارج يك تقسيم ضرورى است
حكيم اشراقى، شهاب الدين سهروردى، به وجود پنج مقولۀ عالى اعتراف كرده و علاوه بر مقولات چهارگانۀ كم و كيف و نسبت و جوهر، حركت را نيز از مقولات عاليه بهشمار آورده است. مقولۀ جوهر نسبت به انواع پنجگانۀ خود يك امر ذاتى بهشمار مىآيد. به همين جهت آن را نسبت به انواع جوهرى جنس عالى دانستهاند. ولى مفهوم عرضى بودن نسبت به اعراض نهگانه يك امر ذاتى بهشمار نمىآيد؛ زيرا همۀ مقولات نهگانه با يكديگر متباين و از هم جدا و آشتىناپذير مىباشند. آنچه مىتواند مقولات نهگانۀ عرض را با يكديگر مربوط يا مشترك سازد چيزى بيش از يك مفهوم عرضى نمىباشد.
در باب ذاتى بودن جوهر نسبت به انواع جوهرى، و همچنين عرضى بودن عرض نسبت به مقولات عرضى، سخن بسيار گفته شده كه طرح آن در اينجا از عهدۀ اين مختصر بيرون است. همانگونه كه در آغاز اين مبحث يادآورى شد، مسئلۀ جوهر و عرض، از جمله مسائلى است كه همواره بين فلاسفه مطرح بوده و در اين باب نقض و ابرام فراوان به عمل آمده است.
برخى از فلاسفۀ معاصر، وجود مقولۀ جوهر را مورد انكار قرار داده و به چيزى بيش از مقولات عرضى اعتراف نكردهاند. اين جماعت از اين مسئله غافل ماندهاند كه اگر وجود مقولۀ جوهر مورد انكار واقع شود همۀ مقولات عرضى به مقولۀ جوهرى تبديل خواهند شد چون وجود جوهر در خارج، موضوع و محل اعراض بهشمار مىآيد. اكنون اگر وجود جوهر مورد انكار واقع شود، مقولات عرضى بدون موضوع و محل باقى مىمانند. البته بديهى است كه اگر چيزى بدون موضوع يا محل در خارج وجود پيدا كند، ناچار نوعى از انواع جوهر خواهد بود.
تقسيم ماهيت به جوهر و عرض در خارج يك تقسيم ضرورى است
باتوجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد اين مسئله بروشنى معلوم مىشود كه تقسيم ماهيت به دو قسم جوهر و عرض در جهان