قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٦٧ - در برخى موارد ما هو و لم هو يك چيز به شمار مىآيند
بوجه آخر و الغاية ايضا فاعل من جهة، و غرض من جهة، و علة غائية من جهة.» ١
در برخى موارد ما هو و لم هو يك چيز بهشمار مىآيند
آنچه در مورد اتحاد فاعل و غايت مطرح شد در مورد دو مطلب ما هو و لم هو نيز مىتواند مطرح باشد. پيش از اينكه مسئلۀ اتحاد بين اين دو مطلب را مورد بررسى قرار دهيم لازم است به معنى ما هو و لم هو و همچنين هل هو برحسب اصطلاح حكما و ارباب منطق بپردازيم. اهل منطق براى ادراك حقيقت يك شىء سه پرسش اساسى را مطرح ساختهاند. هريك از اين سه پرسش اساسى را نيز به دو قسم ديگر تقسيم كرده و در مجموع براى شش پرسش پاسخ مناسب جستجو مىكنند. در واقع مىتوان گفت اين شش پرسش همانند پلههاى يك نردبان بهشمار مىآيند؛ يعنى اگر كسى بخواهد از طريق منطق بر بام معرفت راه يابد، ناچار بايد از پلههاى اين نردبان بالا رود. اين شش پرسش كه گامهاى اساسى انديشه را در راه ادراك حقيقت تشكيل مىدهند به ترتيب عبارتند از:
١-ما (ى) شارحه
٢-هل بسيطه.
٣-ما (ى) حقيقية
٤-هل مركبه
٥-لم ثبوتى.
٦-لم اثباتى.
در جاى ديگر به مناسبت مقام از اين مراحل سخن به ميان خواهد آمد. آنچه اكنون در اينجا مورد بررسى واقع مىشود مسئلۀ ما (ى) حقيقيه و لم اثباتى يا ثبوتى است كه در برخى موارد يك چيز بشمار مىآيند. ما (ى) حقيقيه، برحسب اصطلاح، پرسش از گوهر يك شىء است؛ به همين جهت پاسخ به اين پرسش، ماهيت
١ -ملا محسن فيض كاشانى. اصول المعارف. (چاپ مشهد) . ص ٦٠.