قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٦٤ - الفاعل و الغاية قد يتحدان
نوشيدن آب مىكند در آغاز كار، و پيش از هرچيز ديگر، رفع تشنگى خويش را تصور كرده سپس براى تحقق بخشيدن به آن اقدام به نوشيدن آب مىنمايد. در اينجا فاعل نوشيدن آب، شخصى است كه مىخواهد رفع تشنگى خويش را در جهان خارج تحقق بخشد. علت غائى نوشيدن آب نيز چيزى جز رفع تشنگى همان شخص نيست. به اين ترتيب مىتوان گفت بين علت غائى و علت فاعلى هيچگونه فاصلهاى وجود ندارد. معنى اين سخن آن است كه علت غائى و علت فاعلى هم در وجود و هم در ماهيت با يكديگر متحدند.
باتوجه به آنچه در اينجا ذكر شد بروشنى معلوم مىشود بين نفس غايت و علت غائى نيز در اصل ماهيت هيچگونه تفاوت وجود ندارد. آنچه مىتواند بين غايت يك شىء و علت غائى آن به عنوان فاصله شناخته شود، چيزى جز اختلاف يا تفاوت بين دو مرتبۀ از وجود نيست؛ زيرا ماهيت يك شىء به اعتبار وجود علمى خويش مىتواند علت غائى بهشمار آيد؛ ولى همان شىء به اعتبار وجود خارجى خود چيزى جز غايت نيست. چنانكه در مثال بالا شخص تشنه وقتى جهت رفع تشنگى خويش مبادرت به نوشيدن آب مىكند فقط به خاطر اين است كه رفع تشنگى را تصور كرده و به دنبال آن مىكوشد تا سيرآب شدن را در جهان خارج تحقق بخشد. به عبارت ديگر بايد گفت كسى كه تنها در جهان انديشه و تصور سيرآبى است مىكوشد تا خود را در جهان خارج نيز سيرآب كند. بنابراين سيرآب شدن در جهان انديشه و تصور، علت غائى و فاعلى بهشمار مىآيد، درحالىكه سيرآب بودن واقعى در جهان خارج چيزى جز غايت فعل نمىباشد.
نتيجهاى كه از اين سخن بهدست مىآيد اين است كه مىتوان گفت نوشيدن آب، از سيرآب شدن ناشى مىگردد و همين نوشيدن آب منشأ سيراب شدن نيز مىباشد؛ زيرا عمل نوشيدن آب به يك اعتبار معلول است و به اعتبار ديگر علت. عمل نوشيدن آب نسبت به شخص سيرآب در جهان انديشه و تصور، معلول بهشمار مىآيد؛ ولى همين عمل نوشيدن آب نسبت به سيرآب شدن شخص در عالم خارج ناچار چيزى جز علت نمىباشد. به همين جهت است كه