قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٧٦ - موضوع در حركت جوهرى چگونه باقى مىماند؟
ارتباط دهد. آنچه مىتواند آينده را به گذشته و مقام فعليت يك شىء را به مرحلۀ قوه و استعداد آن مرتبط و متصل سازد، بقاء موضوع در جريان حركت است.
براساس همين اشكال است كه ابن سينا و پيروانش حركت در جوهر را بشدت انكار كردهاند. در نظر آنان حركت تنها در چهار مقوله از مقولات مىتواند وجود داشته باشد. جاى تعجب است كه حكيم لاهيجى نيز، با وجود اينكه از شاگردان برجستۀ صدر المتألهين بهشمار مىآيد؛ به پيروى از ابن سينا حركت در جوهر را مورد انكار قرار داده است. علت اين انكار چيزى جز اين نيست كه بقاء موضوع در اين نوع حركت از نظر وى قابل اثبات نمىباشد. اكنون اگر بقاء موضوع در حركت جوهرى بهگونهاى شايسته اثبات شود ديگر دليل استوارى براى انكار حركت جوهرى در دست مخالفين باقى نمىماند.
موضوع، در حركت جوهرى چگونه باقى مىماند؟
يك موجود جسمانى در حركت جوهرى خود، داراى مراتب مختلف و صورتهاى گونهگون است. مراتب مختلف يك جوهر پيوسته در حال تغيير و دگرگون شدن است. در ميان مراتب مختلف و صورتهاى گونهگون جوهر پيوسته يك قدر جامع موجود است. آنچه بين مراتب مختلف و مراحل گونهگون يك شىء، قدر جامع واقع مىشود چيزى جز سنخ وجود صورت نمىباشد. صورت يك شىء جوهرى همواره داراى عرض عريض وجودى و شخصيت گسترده است. وجود صورت جوهرى در همۀ مراحل حركت، محفوظ باقى مىماند، زيرا آنچه بطور اتصال تغيير مىپذيرد چيزى جز افراد گونهگون جوهر نمىباشند؛ معنى اين سخن آن است كه يك موجود جسمانى همواره از يك مرحله از جوهريت خويش، به سوى مرحلۀ جوهرى ديگر در حركت است. به عبارت ديگر بايد گفت يك موجود جسمانى داراى حدود بىشمار جوهرى است كه پيوسته از يك حد به سوى حد ديگر در حركت است. همۀ