قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٦٠ - آن سيال و نقطۀ منتقله
جهان خارج بر آن سيال مترتب است. معنى دوم در باب كلمۀ «آن» به معناى طرف زمان است. اين معنى در باب كلمۀ آن، مانند معنى كلمۀ نقطه در باب امتداد است. در مورد طول يك شىء نقطه را نهايت خط بهشمار آوردهاند. در مورد اين همانندى مىتوان گفت آنجا كه خط پايان مىيابد نقطه آغاز مىشود و آنگاه كه زمان به نهايت خود مىرسد لحظۀ «آن» فرامىآيد. همانگونه كه نقطه، از جهت اينكه پايان خط است قابل تقسيم نيست آن مفروض نيز از جهت اينكه نهايت زمان است قابل تقسيم نمىباشد. به اين ترتيب مىتوان گفت نقطه به اين معنى كه پايان خط است و آن مفروض به اين معنى كه نهايت زمان است از امورى بهشمار مىآيند كه در جهان ذهن موجودند و در جهان خارج هيچگونه اثرى بر آنها مترتب نمىگردد؛ زيرا اين نقطه است كه بر وجود خط مترتب مىگردد و اين آن مفروض است كه فرع وجود زمان مىباشد. برخلاف آنچه در مورد معنى دوم آن مفروض ذكر شد، معنى نخست يعنى «آن سيال» داراى اعتبار و اثر خارجى است؛ زيرا اگر حقيقت زمان را در خارج مقدار حركت بشمار آوريم، ناچار بايد چيزى وجود داشته باشد كه ترسيمكنندۀ آن بشمار آيد. آنچه زمان را ترسيم مىنمايد «آن سيال» خوانده مىشود و آنچه در اين ميان ترسيم مىشود «زمان متصل» نام دارد. چيزهائى را نيز مىتوان به عنوان حدود يا نهايتهاى زمان نشان داد كه آنها را «آن مفروض» به معنى دوم خواندهاند. بنابراين در مورد حقيقت زمان، سه امر ذيل مورد بررسى قرار گرفت:
١-آن سيال.
٢-زمان متصل.
٣-آن مفروض.
در باب وجود خط ممتد نيز امورى را مىتوان مورد بررسى قرار داد كه از هر جهت معادل امور سهگانۀ مزبور بوده باشند. بطور مثال گفته مىشود نقطۀ منتقله، كه در رأس مخروط قرار گرفته، پس از تماس با سطح موجود و ادامۀ حركت در آن موجب ترسيم خط ممتد مىگردد. پس از اينكه خط ممتد روى سطح