قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢١٦ - دور محال و تأثير متقابل
تأثير متقابل وجود دارد-تفاوت بسيار است؛ زيرا در باب دور و محال بودن آن-همانگونه كه گذشت-مسئله به اين صورت مطرح است كه يك شىء نمىتواند در اصل هستى خويش به چيزى متوقف و وابسته باشد كه خود آن چيز نيز در اصل هستى خويش به اين وابسته است؛ و اين بدان جهت است كه اينگونه توقف و وابستگى ميان دو شىء، به معنى اين است كه يك شىء در اصل هستى خود به خودش متوقف و وابسته باشد. اين مسئله نيز بديهى است كه اگر يك شىء در هستى خويش به هستى خويش وابسته و متوقف باشد مفهومى جز يك تناقض آشكار را دربر نخواهد داشت. اما در باب تأثير متقابل مسئله به اين صورت مطرح نيست. آنچه در اين مورد واقعيت دارد، اين است كه ميان دو پديده در اين جهان همواره دوگونه تأثير وجود دارد؛ يعنى دو پديدۀ به هم پيوسته هركدام در ديگرى، از خود نوعى اثر باقى مىگذارد كه اثر آنها يكسان و يكنواخت نيست. به عبارت ديگر مىتوان گفت دو پديدهاى كه در يكديگر تأثير متقابل دارند هركدام از آنها از يك جهت در ديگرى اثر مىگذارد و از جهت ديگر اثر مىپذيرد؛ و اين بدان جهت است كه يك شىء نمىتواند از همان جهت كه در چيزى اثر مىگذارد به همان جهت و از همان چيز نيز اثر پذيرد؛ زيرا اگر چنين باشد لازمۀ آن اتحاد فاعل و قابل خواهد بود. اين مسئله نيز بديهى است كه يك شىء نمىتواند از يك جهت هم فاعل باشد و هم قابل. بطور مثال گفته مىشود بين فرد و جامعه پيوسته تأثير متقابل وجود دارد؛ يعنى همانگونه كه جامعه در فرد اثر مىگذارد يك فرد نيز در جامعه اثر مىگذارد. ولى جامعه از فرد از يك جهت اثر مىپذيرد و از جهت ديگر در آن اثر مىگذارد. يك فرد نيز نسبت به جامعه همين نقش را ايفا مىنمايد و به اين ترتيب بين فرد و جامعه پيوسته يك نوع فعل و انفعال در جريان است.
بنابراين ميان آنچه در مورد مسألۀ تأثير متقابل واقعيت دارد و آنچه در باب دور و محال بودن آن مطرح است تفاوت بسيار وجود دارد و هرگز نبايد اين دو مسئله بجاى يكديگر مورد بررسى قرار گيرند. بنابراين به آسانى مىتوان دريافت كه حد يك شىء،