قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢١٣ - حد الشىء لا يكتسب من حد ضده
١١١
حد الشىء لا يكتسب من حد ضده
حد يك شىء، كه معرف حقيقت آن بهشمار مىآيد، هرگز از طريق تعريف ضد همان شىء به دست نمىآيد. اين قاعده نيز مانند قاعدۀ قبلى يك قانون عقلى است كه در صحت و اعتبار آن نمىتوان ترديد كرد. برخى گمان كردهاند هرچيزى را در جهان از طريق ضد آن مىتوان شناخت تا جائى كه اين انديشه به عنوان يك عقيده به صورت يك جملۀ مشهور و رايج درآمده و گفتهاند: «تعريف الاشياء باضدادها.» معنى اين سخن آن است كه آفتاب را از سايه، شادى را از رنج، و نيكى را به وسيلۀ بدى، بايد شناخت. شايد اين انديشه در گذشته جدى تلقى نمىشد و مورد توجه متفكرين بزرگ قرار نمىگرفت. ولى در برخى مكتبهاى موجود كه اصل تضاد به عنوان يكى از پايههاى اساسى و ريشههاى بنيادى شناخته مىشود، اين نوع انديشه از اهميت ويژهاى برخوردار است. در جائى كه اصل تضاد يكى از پايههاى نخستين جهان بهشمار آيد طبعا هرگونه انديشه نيز جز براساس آن جريان نمىيابد و به نتيجه نمىرسد، و به اين ترتيب است كه مىبينيم جملۀ معروف و قديمى «تعرف الاشياء باضدادها» اكنون به صورتى تازهتر كه از يك نوع رنگآميزى علمى نيز حكايت مىكند در بازار فلسفه رايج شده است. گروهى قاطعانه اين اصل را پذيرفته و در كارگاه هستى