قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢١ - تصور و تصديق
زمرۀ تصورات بهشمار آمدهاند بىمناسبت نيست كه مسألۀ تصور و تصديق و ضابطۀ تقسيم علم به اين دو بخش را در اينجا مورد بررسى قرار دهيم.
در كتب حكما و ارباب منطق، مكرر اين عبارت ديده مىشود: «علم يا تصور است يا تصديق» مقصود اين بزرگان از كلمۀ «علم» در اينجا چيزى جز مطلق انديشه نيست؛ بطورى كه هرگونه معنى ديگرى از كلمۀ علم در اين مورد مىتواند باب تصور و تصديق را با يك سلسله مشكلات مواجه سازد. دليل قاطع بر اين مدعا، كه مقصود حكما و ارباب منطق از كلمۀ علم در اين باب چيزى جز مطلق انديشه نيست، اين است كه اين بزرگان در باب تعريف علم گفتهاند: «العلم هو الصورة الحاصلة من الشىء عند العقل» . در اين مطلب نيز جاى هيچگونه ترديد نيست كه صورت حاصله نزد عقل نمىتواند چيز ديگرى جز مطلق انديشه بوده باشد. بنابراين، مقسم در اينجا مطلق انديشه است و معنى سخن اين جماعت اين است كه هرگونه انديشه در انسان يا تصور است يا تصديق. اين تقسيم به همين صورت كه ذكر شد در ميان اهل معقول مشهور و رايج است.
از طرف ديگر گروهى اين تقسيم را مورد اعتراض قرار داده و مىگويند: در اين تقسيم روبرو شدن با يكى از دو اشكال، اجتنابناپذير است؛ زيرا اگر معنى تصديق عبارت باشد از تصورى كه زير پوشش حكم قرار گرفته لازم مىآيد كه قسم شىء، قسيم آن واقع شود و اين بدان جهت است كه تصور هرچند زير پوشش حكم قرار گرفته و نام تصديق كسب كرده ولى هنوز نوعى از تصور و گونهاى از انديشۀ مطلق است. اما اگر معنى تصديق عبارت باشد از نفس حكم بدون اينكه هيچگونه مفهوم ديگرى در اين باب دخالت داشته باشد، لازم مىآيد قسيم شىء قسم آن واقع شود؛ و اين بدان جهت است كه نفس حكم اگرچه همواره در مقابل تصور و قسيم انديشه است ولى در اين تقسيم نوعى از مطلق انديشه بهشمار آمده است. محققين حكما براى رهائى از اين اشكال و اشكالهاى ديگرى در اين باب چارهاى انديشيده و گفتهاند