قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٩ - پرسش دوم
اين هنگام اساس تفاوت بين وصف و خبر-مطابق آنچه از مفاد قاعده استنباط مىشود-خدشهدار مىگردد. به همين جهت برخى احتمال صدق و كذب را در هرگونه نسبت صحيح دانسته و بر اين عقيدهاند كه حتى مركبات ناقص مانند وصف و اضافه نيز از آن بركنار نخواهند بود.
اين مطلب را محقق تفتازانى در كتاب خود به اين صورت آورده است: «و اعلم ان المشهور فيما بين القوم ان احتمال الصدق و الكذب من خواص الخبر لا يجرى فى غيره من المركبات مثل الغلام الذى لزيد و يا زيد الفاضل و نحو ذلك مما يشتمل على نسبة و ذكر بعضهم انه لا فرق بين النسبة فى المركب الاخبارى و غيره الا بانه ان عبر عنها بكلام تام يسمى خبرا و تصديقا كقولنا زيد انسان او فرس و الا يسمى مركبا تقييديا و تصورا كما فى قولنا يا زيد الانسان او الفرس و ايا ما كان فالمركب اما مطابق فيكون صادقا او غير مطابق فيكون كاذبا فيا زيد الانسان صادق و يا زيد الفرس كاذب و يا زيد الفاضل محتمل. . .» ٦
همانگونه كه در اين قول مشاهده مىكنيم مطابق قول غير مشهور، احتمال صدق و كذب خصلت ذاتى خبر به حساب نيامده و در نتيجه به باب مركبات ناقص مانند وصف و اضافه نيز سرايت داده شده است؛ ولى آنچه مىتواند اين قول را همانسان كه از شهرت برخوردار نيست از اعتبار نيز بىبهره سازد، اين مسأله است كه مركبات ناقص مانند وصف و اضافه در زمرۀ تصورات بهشمار آمدهاند و احتمال صدق و كذب در باب تصورات سخنى است كه مىتوان گفت داراى اعتبار عقلى نيست. بنابراين باز هم اين نتيجه به دست مىآيد كه احتمال صدق و كذب خاصيت ذاتى خبر است؛ و چيزى كه داراى خصلت ذاتى احتمال است هرگز نمىتواند در حد ذات معلوم باشد زيرا علم با احتمال سازگار نيست. به اين ترتيب سرانجام بازمىگرديم به مفاد قاعدۀ مورد بحث مبنى بر اينكه تفاوت بين وصف و خبر چيزى جز معلوم بودن
٦ -محقق تفتازانى، كتاب المطول، با حاشيه مير سيد شريف، (چاپ قم) ، ص ٤٢.