قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٢٧ - الانقلاب لا يكون دفعيا
مىشوند و هم در عوارض خويش تغيير مىپذيرند. اصل تغيير و دگرگون شدن را به اين دو قسم متمايز تقسيم كردهاند:
١-تغيير تدريجى و پىدرپى.
٢-تغيير دفعى و ناگهانى.
تغيير تدريجى و پىدرپى، كه پيوسته اشياء به وسيلۀ آن از مرحلۀ قوه به مقام فعليت خويش درمىآيند، چيزى جز اصل حركت نيست. به اين ترتيب بايد گفت حركت عبارت است از خروج تدريجى و پىدرپى يك شىء از مرحلۀ قوه به مقام فعليت خويش. آنچه اكنون در اينجا لازم است مورد بحث و بررسى قرار گيرد، اين است كه آيا تغيير دفعى و ناگهانى چيست و رابطۀ آن با اصل حركت كدام است؟ جاى هيچگونه ترديد نيست كه پيدايش تغيير دفعى و ناگهانى بدون وجود دو شىء زير امكانپذير نمىباشد:
١-موضوعى كه تغيير را مىپذيرد.
٢-قوۀ قبول تغيير پيش از آنكه تغيير به وقوع پيوندد.
در اين مسئله نيز به هيچوجه ترديد نيست كه آنچه در پيدايش خود به اين دو شىء نيازمند است، بدون وجود حركت امكان تحقق نمىيابد. زيرا، همانگونه كه گذشت، خروج يك شىء از مرحلۀ قوه به مقام فعليت خويش، از هرنوع كه باشد و به هر كيفيت كه اتفاق افتد، بدون وجود حركت امكانپذير نمىباشد. به اين ترتيب مىتوان گفت همانگونه كه تغيير تدريجى و پىدرپى، بدون وجود حركت امكانپذير نيست؛ تغيير دفعى و ناگهانى نيز بدون وجود حركت امكان تحقق نمىيابد.
در اينجا ممكن است اين پرسش پيش آيد كه اگر تغيير دفعى و ناگهانى نيز مانند تغيير تدريجى بدون وجود حركت امكان تحقق نمىيابد، آيا تفاوت ميان اين دو نوع تغيير چيست؟ چرا يكى از آن دو بطور تدريجى و پىدرپى صورت تحقق مىپذيرد و ديگرى بهگونهاى دفعى و ناگهانى مجال بروز و پيدايش مىكند؟ در مقام پاسخ به اين پرسش آنچه مىتواند نقش اساسى و تعيين- كننده را به عهده داشته باشد، اين دو مسئله است:
١-مسئلۀ حركت در جوهر جهان.