شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧ - موضوع و محل
چون سخن از موضوع و حالّ و محلّ به ميان آمد، بدين مناسبت مصنف درباره «موضوع» و «محل» توضيح مى دهند. و اشاره مى كنند به اينكه در گذشته[١]درباره اين مطلب با تفصيل بحث كرده ايم.
براى اينكه فرق ميان موضوع و محلّ بيشتر روشن شود، پيش از ورود به بحث، مقدّمه كوتاهى را بيان مى كنيم كه مصنف آن را در كتاب منطق در بحث جوهر و عرض[٢] آوردهاند:
وقتى مى گوييم چيزى در چيز ديگرى قرار دارد، در عربى با واژه «فى» و در فارسى با واژه «در» از آن تعبير مى كنند و در لغات ديگر نيز با الفاظِ مشابهى از آن تعبير مى شود: آب در ليوان است. و گاهى گفته مى شود روح در بدن است. و گاهى از اين هم فراتر مى رويم و مى گوييم خدا در عالَم است. «وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الأَْرْضِ إِلهٌ».
حقيقت اين است كه بخشى از اين تعبيرات، تعبيرات مجازى و مسامحى است. زيرا، رابطه خداوند متعال با جهان هستى را نمى توان به وسيله اين الفاظ، نشان داد. آرى، براى اينكه بگوييم هيچ جايى خالى از خدا نيست، خدا از موجودات جدا نيست و موجودات نمى توانند مستقل از وجود خدا، وجود پيدا كنند، و او فاعل هستى بخش است، در اين صورت ناچاريم كه از اين نوع تعبيرات استفاده كنيم و بگوييم خدا، در همه جا هست؛ ولى اين، بدان معنا نيست كه همه جا، ظرف براى خداوند متعال است. خداوند متعال منزّه تر از آن است كه بتوان براى او، ظرف و مكانى را فرض كرد.
در مورد تعلّق نفس به بدن نيز مطلب از همين قرار است. زيرا، وقتى مى گوييم روح در بدن وجود دارد، بدان معنا نيست كه بدن، ظرفِ مكانى، براى روح مجرّد است.
موجود مجرّد كه نيازى به مكان ندارد، از اين رو، در اين نسبت، يك نوع مسامحه وجود دارد و تفسير آن، اين است كه روح، رابطه تعلّقى و تدبيرى با بدن
[١] ر.ك: منطق شفاء، كتاب «قاطيغورياس»، بحث جوهر و عرض، مقاله اولى و مقاله سوّم. [٢] همان.