شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥ - نفسى يا اضافى بودن تقسيم ماهيّت به جوهر و عرض
برخى چنين پنداشتهاند كه ممكن است چيزى در جايى جوهر باشد و در جاى ديگر عرض[١]. و براى اين مورد مثال زدهاند به «حرارت»؛ گفتهاند: وقتى حرارت در آب پديد مى آيد، يك عَرَض پديد آمده است. زيرا، گاهى در آب، اين حالت وجود دارد و گاهى وجود ندارد. لكن، همين حرارت، وقتى در خودِ آتش است، جزء ذات آتش است، و از اين رو جوهر است. زيرا، آتش بدون حرارت، آتش نيست. پس مى توان نتيجه گرفت كه حرارت، در آتش، عَرَض نيست. چه اينكه اگر عَرَض مى بود بايد، آتش بدون آن هم، آتش مى بود در حالى كه آتش بدون حرارت آتش نيست.
مصنّف مى گويد: ما اين مطلب را با تفصيل در اوائل كتاب منطق بيان كرده ايم.[٢] امّا جواب آن به طور اجمال اين است: تقسيم ماهيت به جوهر و عرض يك تقسيم نفسى است نه تقسيم اضافى.
گاهى يك شىء را به لحاظ ذات خودش به دو قسم تقسيم مى كنيم بدون اينكه آن را با چيز ديگر مقايسه كنيم. مى گوييم آن شىء يا وجودش احتياج به موضوع دارد يا ندارد. اگر نحوه وجود يك موجود به گونه اى است كه نمى تواند بدون موضوع تحقق يابد، اين ويژگى، به نحوه وجود آن شىء مربوط مى شود. هرجا كه آن شىء موجود شود اينچنين خواهد بود.
و گاهى، يك شىء را به طور اضافى و نسبى به دو قسم تقسيم مى كنيم؛ چنانكه اگر موجودات را به صغير و كبير تقسيم كنيم، اين تقسيم، نسبى خواهد بود. يعنى آن را كه صغير شمرده ايم، نسبت به چيز ديگرى كبير، و آن را كه كبير فرض كرده ايم، نسبت به شىء ديگر، صغير خواهد بود. بنابراين، اگر تقسيم بر اساس اين مفاهيم اضافى صورت پذيرد، به اين معنى كه دو مفهوم اضافى را به مقسم
[١] بعضى از اصحاب بحث شبهاتى را درباره اينكه يك شىء مى تواند هم جوهر و هم عرض باشد بيان كردهاند كه آنها را مرحوم صدرالمتألهين در اسفار گرد آورده است و بدانها پاسخ گفته است. ر.ك: اسفار ج ٤، ص ٢٨٠ ـ ٢٨٥. و منطق شفاء، كتاب قاطيغورياس، مقاله اولى، فصل ششم. [٢] جناب شيخ عمده مباحث جوهر و عرض را در منطق در كتاب قاطيغورياس به ترتيبى كه ديگران براى كتابهاى ارسطو ذكر كردهاند مطرح كرده است. و چون شبهه مذكور، در آنجا مطرح شده بوده ايشان جواب آن را در همانجا با تفصيل بيان كردهاند. ر.ك: منطق شفاء، مقاله اولى از فنّ دوّم، فصل چهارم ص ٢٨ به بعد و مقاله سوّم فصل اوّل ص ٩١ به بعد.