شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٠ - اثبات هيولى بر اساس برهان وصل و فصل
بدهيم، وقتى بريده شد و به دو نيمه تبديل شد، ديگر آن اتصال بر هم مى خورد و در آن شىء، انفصال پديد مى آيد.
اكنون اين سؤال مطرح مى شود: آن چيزى كه اين اتصال و انفصال را بدان نسبت مى دهيم چيست؟
به عبارت ديگر: ظرفى كه اتصال و انفصال در آن قرار مى گيرد و آنچه كه متصف به اتصال و انفصال مى گردد چيست؟ آيا ظرفِ اتصال و يا موصوفِ اتصال مى تواند خودِ بُعد باشد؟ يعنى: آيا اين طول است كه اتصال در آن وجود دارد؟ پاسخ اين سؤال با توجه به معانى اتصال روشن مى شود. اتصال در اينجا دو معناى قابل قبول دارد. اتصال، به يك معنا عَرَض است، يعنى همان بعد و امتدادى كه عارض بر جسم مى شود. بنابراين، وقتى مى گوييم در جسمى اتصال وجود دارد، معنايش آن است كه جسمى هست و ما اتصال را بدان نسبت مى دهيم. امّا، اگر بگوييم اتصال در اين بُعد وجود دارد، معنايش آن است كه بگوييم بُعد در بُعد وجود دارد يا اتصال در اتصال وجود دارد! و لازمه اش اتحاد ظرف و مظروف يا اتحاد صفت و موصوف خواهد بود. زيرا، اتصال با مقدار و كمّيت (بُعد) يكى است.
همچنين اگر بگوييم ظرفِ اتصال و انفصال، جسم و صورت جسميه است باز همان اشكالِ اتحادِ ظرف و مظروف يا اتحاد حالّ و محلّ مطرح مى شود. زيرا، اتصال جوهرى غير از خود جسم نيست. صورت جسميه و آنچه فعليّت جسم به آن مربوط است همان اتصال جوهرى است. بنابراين، براى اينكه بتوانيم بگوييم اتصال در اين شىء وجود دارد بايد ظرف و موصوفى براى اتصال وجود داشته باشد. آن هم ظرف و موصوفى كه هم در حال اتصال و هم در حال انفصال محفوظ باشد و بتوانيم اتصال و انفصال را بدان نسبت بدهيم و بگوييم اين شىء اتصال را پذيرفت و مثلا داراى طول يك مترى گرديد. و يا اينكه حجم يك متر مكعبى، انفصال را پذيرفت و به دو جسم كه هر كدام نيم متر مكعب هستند تبديل شد. آنچه كه اتصال را مى پذيرد يا هم اتصال و هم انفصال را مى پذيرد چيست؟ اگر صورت جسميه باشد كه خود عين اتصال است. چگونه مقابل خودش كه