شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٠ - اقسام التحام
وقتى يكى از آن دو را حركت مى دهيم با يك حركت، كل آن جسم، متحرك مى گردد؛ وحدت را به هر يك از آن دو جسم هم نسبت مى دهيم. گويى اصل وحدت، از آنِ حركت است و از آن رو به جسم نسبت مى دهيم كه داراى حركتِ واحد است. بنابراين، چنين وحدتى، يك وحدت بالعرض خواهد بود. و اجزاء جسم در اثر چسبندگى و التحامى كه دارند حركت مشتركى خواهند داشت.
اقسام التحام
اين التحام، خود بر دو قسم است:
الف ـ التحام طبيعى؛ هر گاه دو چيزى كه با هم التحام پيدا مى كنند و اجزاء آنها در عين كثرت بالفعل، تلازم در حركت دارند و يك رابطه طبيعى بين آنها برقرار باشد، همانند اعضاى يك پيكر موجود زنده. در اين صورت، التحام طبيعى تحقق يافته است. چنانكه دست و پا و ساير اندامهاى انسان، موجوداتى مستقل مى باشند كه نقطه هاى مشخصى آنها را از يكديگر جدا مى كند. مثلا مفصلها وسائطى هستند كه انگشتان دست و پا را به يكديگر متصل مى كنند. و خود نقطه هاى مشخصى دارند كه هر يك از اجزاء اندامها را از جزء ديگر ممتاز مى كنند. به هر حال، در اينجا يك نوع التحام وجود دارد كه به اقتضاى طبيعت صورت مى گيرد. يعنى طبيعت انسان، اقتضاء مى كند كه داراى چنين اجزائى باشد و آنها با يكديگر التحام داشته باشند.
ب ـ التحام صناعى؛ التحام صناعى، التحام ساختگى و مصنوعى است. چنانكه نجّار، براى ساختن ميز و صندلى، قطعه چوبهايى را با هم تركيب مى كند. و نيز براى ساختن ساعت، لازم است اجزاء آن را به هم متصل كنند. در اين موارد، التحامى پديد مى آيد كه به آن، التحام صناعى مى گويند.
وَ الْوَحْدَةُ بِالْجُمْلَةِ في هذِهِ أضعَفُ، وَ تَخْرُجُ عَنِ الْوَحْدَةِ الإِْتِّصالِيَّةِ اِلَى الْوَحْدَةِ الاْجْتِماعِيَّةِ. فَالْوَحْدَةُ الإِْتِّصالِيَّةُ أَوْلى مِنَ الإِْجْتِماعيَّةِ بِمَعْنَى الْوَحْدَةِ، وَ ذلِكَ أَنَّ الْوَحْدَةَ الإِْتِّصاليَّةَ لا كَثْرَةَ فِيها بِالْفِعْلِ، وَ الْوَحْدَةُ الإِْجْتِماعِيَّةُ فيها كَثْرَةٌ بِالْفِعْلِ. فَهُناكَ كَثْرَةٌ غَشِيَتْها وَحْدَةٌ لا تُزَيلُ عَنْهَا الْكَثْريَّةَ.[١]
[١] در اينجا دو نسخه وجود دارد: در يك نسخه «الكثريّة» است و در نسخه ديگر، «الكثرة» است. هر دو نسخه هم صحيح مى باشد.