فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦٤٦ - ن
نفور
فارسى/ ناهمدلى
فرانسه/Antipathie
انگليسى/Antipathy
نفور يا ناهمدلى عبارت است از بىميلى و كراهت نسبت به چيزى. اين واژه مترادف است با واژههاى: مقت، بعض، انقباض، اكراه، عار و ننگ داشتن، روىگرداندن و ممانعت كردن. ناهمدلى يا طبعى است يا ارادى و در مقابل توجه و رغبت و شوق و حب قرار دارد. (رجوع كنيد به تعاطف، حب رغبت).
نقص
فارسى/ كاستى
فرانسه/Defaut
انگليسى/Defect
لاتين/Defectus
ناقص شدن شىء به اين معنى است كه چيزى از آن كم شود. نقص به معنى ضعف و نقصان به معنى مقدارى است كه از شىء ناقص كم شده است. در اصطلاح رياضىدانان، نقص عبارت است از تفاوت سلبى بين يك مقدار معين و مقدار ديگرى كه با آن سنجيده مىشود. و نيز نقص عبارت است از عدم دستيابى شىء به كمال خود و يا فاقد بودن شىء چيزى را كه داشتن آن در شأن آن شىء است، و اين شرّ است. ابن سينا گويد: «نقصان هر چيز كمال خود را، و فقدان آن، چيزى را كه واجد بودنش در شأن آن است، شرّ ناميده مىشود.» (نجات) و نيز نقص عبارت است از خروج شىء از قاعده معمول خود، يا بىنظمى در يكى از اجزاء شىء، يا كاستى در سرشت آن و يا بىنظمى در كل شىء. نقص مترادف عيب، خلل و نقصان است. جز اينكه نقصان در مورد دين و عقل به كار نمىرود. مثلا مىگويند عقل يا دين او نقص دارد و نمىگويند نقصان دارد.
نقض
فارسى/ نقض
فرانسه/Refutation
انگليسى/Refutation
لاتين/Refutation
نقض در لغت به معنى شكستن است و در اصطلاح عبارت است از «بيان تخلف حكمى كه ثبوت آن مورد ادعاست، يا نفى استناد حكم به دليلى كه به نحوى مبتنى بر آن است. اگر اين رد و انكار، از طريق منع بعضى مقدمات دليل، به نحو اجمالى و خلاصه، انجام شود، آن را نقض اجمالى گويند. زيرا نتيجه اين نقض فقط انكار بعضى مقدمات دليل به نحو اجمالى است. اما اگر رد و انكار به نحو كلى و مستند به سند قطعى باشد، نقض تفصيلى ناميده مىشود. زيرا چنين نقضى با مقدمات معين بيان شده است.» (تعريفات جرجانى) و نيز نقض عبارت است از «وجود علت بدون حكم» (همان منبع) خلاصه نقض عبارت است از اقامه برهان بر بطلان دعوى و چيزى است قوىتر از اعتراض (Objection(. زيرا اعتراض عبارت است از اقامه دليل بر چيزى، خلاف دليلى كه خصم بر آن اقامه كرده است، يا نشان دادن خللى كه در مقدمات دليل خصم است، به نحوى كه بتوان از قبول دعوى او ممانعت كرد. در حالى كه نقض عبارت است از رد نهايى دعوى.
نقطة
فارسى/ نقطه
فرانسه/Point
انگليسى/Point
نقطه بر سه قسم است: مادى، رياضى و ما بعد الطبيعى.
نقطه مادى كوچكترين چيز داراى وضع است كه بتوان به طريق حسى به آن اشاره كرد.
نقطه رياضى يك معنى و مفهوم اولى هندسى است كه فقط با مقايسه آن با معانى ديگر مىتوان آن را تعريف كرد.
مثل اينكه بگوييم: «نقطه يك ذات قسمتناپذير است كه