فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦٤٣ - ن
علم شمارش صفات نفسانى كه موجب امتياز فرد است، يا روشى كه در اين شمارش به كار مىرود، نيز اطلاق مىكنند. نمودارى كه توسط رواننگارى به دست مىآيد رواننما (Psychogramme( يا نگاره نفسانى (Profil Psychologique( ناميده مىشود. (رجوع كنيد به اتنوغرافيا، اتنولوجيا، رسم النفسى).
(علم) النفس الوظيفى
فارسى/ روانشناسى كنشى
فرانسه/Psychologie fonctionnelle
انگليسى/Functional Psychology
روانشناسى كنشى علمى است كه پديدارهاى نفسانى را از جهت ارتباط آنها به مجموعه نفسانى، يعنى كل مركب از بدن و محيط، مورد مطالعه قرار مىدهد. به نحوى كه هر يك از اين پديدارها، در جواب يكى از نيازها، عنوان مىشود، و به نحوى كه هر يك از اين جوابهاى مختلف به تحقيق همسانى و هماهنگى بين موجود زنده و محيط زندگى او مىانجامد.
روانشناسى كنشى غير از روانشناسى ساختارى (Psychologie Structurale( است كه كار آن محدود به تحليل فعاليتهاى نفسانى، به منظور كشف اجزاء درونى در تركيب آنهاست.
نفسى
فارسى/ نفسى- جانى
فرانسه/Psychoque
انگليسى/Psychical
١- جانى منسوب به جان است از اين جهت كه جان مجموعهاى از پديدارهاى تجربى است. پس پديدارهاى نفسى به اين معنى تحت جنسى قرار دارند كه پديدارهاى فيزيكى يا طبيعى در تحت آن قرار دارند.
٢- نفسى يا جانى چيزى است كه مربوط به ظاهر رفتار باشد از اين جهت كه تابع تجربه فرد است نه از اين جهت كه ثابت در نوع است.
٣- نفسى كه منسوب به پديدارهاى نفسانى است نبايد با نفسى به معنى نفسانى منسوب به علم روانشناسى اشتباه شود. شكى نيست كه يك پديدار، مثلا تداعى معانى، مىتواند منسوب به نفس، از اين جهت كه مجموعهاى از پديدارهاست، باشد، و يا مىتواند منسوب به روانشناسى، از اين جهت كه مشتمل بر بحث از اين پديدار است، باشد. اما آنچه منسوب به پديدارهاى نفسانى است و آنچه منسوب به علم روانشناسى است هميشه بايد از هم متمايز باشند.
(رجوع كنيد به نفسانى).
(تكوين) النفسى
فارسى/ روانپرورى
فرانسه/Psychogenese
انگليسى/Psychogenesis
١- روانپرورى، به رشد فكر، از اين جهت كه يكى از نتايج قوانين طبيعى است، اطلاق مىشود.
٢- و يا ممكن است اين اصطلاح به تحقيق در رشد فكر اطلاق شود.
(طريقة الاحصاء) النفسى
فارسى/ روان آمارى
فرانسه/Psycho -Statistique
انگليسى/Psychostatistic
روش روان آمارى، روشى است كه توسط آن، نسبت افرادى كه به يكى از حالات نفسانى معين متصف باشند، با يكديگر سنجيده مىشود.
(العصاب) النفسى
فارسى/ اختلال روحى عصبى- روان نژندى
فرانسه/Psychonevrose
اين اصطلاح را دكتر دوبوا به معنى اضطرابات عصبى كه تابع و نتيجه حاكميت و قدرت عوامل نفسانى است و مىتوان آنها را معالجه كرد، به كار برده است. (رجوع كنيد