فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦٧٩ - ه
فرانسه/Identite( Principed '
انگليسى/Identity )Law of(
اصل اين همانى عبارت است از قول به اينكه: هر چيزى همان است و با عبارت ب ب از آن تعبير مىشود. اين قانون فقط بر تساوى رياضى صدق نمىكند بلكه بر هر رابطه منطقى كه با صورت (ب ب) نشان داده شود، صدق مىكند. اصل اين همانى نمونه عالى حكم تحليلى است زيرا در قضاياى تحليلى محمول جزئى از موضوع نيست بلكه عين موضوع است. فروع اصل اين همانى عبارت است از اصل تناقض و اصل ثالث مطرود ٤٦: اصل تناقض عبارت است از قول به اينكه: يك شىء نمىتواند در آن واحد هم موجود باشد هم معدوم. اصل ثالث مطرود عبارت است از قول به اينكه: هر چيزى يا موجود است يا معدوم و حالت سومى بين وجود و عدم ممكن نيست.
شرايط ضرورت منطقى كه مبتنى بر اصل اين همانى است، عبارت است از:
١- معنايى كه تصور شده است، ثابت و محدود باشد و معروض تغير واقع نشود.
٢- اينكه حق و باطل در هر زمان و مكانى معنى خود را حفظ كنند يعنى در هر حال، حق هميشه حق باشد و باطل هميشه باطل.
٣- اينكه حقيقت هر موجودى عين ذات آن موجود باشد و با غير آن نياميزد. اين شرط فقط در موجود عالى آرمان كه عقل در جستجوى آن است تحقق دارد، بدون اينكه عقل بتواند كاملا به آن دست يابد. (رجوع كنيد به تضمن، مبدأ، مبادى).
(علم) الهيئت
فارسى/ ستارهشناسى
فرانسه/Astronomie
انگليسى/Astronomy
لاتين/Astronomia
ستارهشناسى يكى از شاخههاى اصلى علوم رياضى است «كه در آن حال اجزاء جهان در اشكال مختلف، و وضع آنها نسبت به يكديگر و مقدار آنها و فاصله آنها از يكديگر و حال حركات سپهرها (افلاك) و ستارهها (كواكب) و كرات و دواير و قطع دواير كه حركت توسط آنها انجام مىشود، و كتاب مجسطى شامل تمام اين مطالب است، شناخته مىشود» (ابن سينا رسائل هفتگانه در حكمت و طبيعيات).
هيجان
فارسى/ انگيختگى
فرانسه/Emotion
انگليسى/Emotion
١- لفظ «Emotion از لفظ لاتينى «emovere به معنى تحريك و انگيزش، مشتق شده است. اما استعمال اين لفظ در زبان انگليسى ميدانى وسيعتر از استعمال آن در زبان فرانسه دارد. شايد توسع اين استعمال باعث شده است كه آن را در زبان عربى به انفعال ترجمه كردهاند.
ترجمه اين لفظ به انفعال ترجمه صحيحى نيست زيرا انگيختگى (هيجان) فقط دال بر حالاتى است از قبيل خشم، ترس، شرم و حالات ديگرى كه ناگهان بروز مىكند.
اما انفعال لفظى است كه عموما شامل حساسيت، لذت، درد، هيجان، عاطفه، ميل، آرزو و امثال آنها مىشود.
٢- انگيختگى به سه معنى به كار مىرود الف- ريبو (Ribot( گويد: «مقصود از هيجان ضربه شديد ناگهانى است كه با خشونت و افزايش حركات و يا با انقطاع حركات همراه است مثل ترس، خشم و لرزش ناگهانى عشق.
ب- معنى هيجان را توسعه داده و آن را به معنى تمام پديدارهاى مذكور در بخش الف به كار بردهاند. و نيز به معنى حالات مزمنى كه از تكرار هيجانات كوچك به وجود آيد و در نفس انسان استعداد انگيزش به وجود آورد، اطلاق مىشود. اين حالات را مىتوان قابليت هيجان ناميد.
ج- لفظ «emotion در زبان انگليسى به تمام انفعالات، يا به حالاتى كه سادهتر و اعم از خشم و ترس باشد، مانند دردها و خوشىها، اطلاق مىشود، و به نحوى كه پول ژانه (Paul janet( گفته است:
احساس از اين جهت كه داراى حالت انفعالى لذيذ يا دردناك است، هيجان ناميده مىشود و اولين پديدارهاى عقلى را نيز، احساس مجرد از رنگ انفعالى گويند.