فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٤٩ - د
كند. در صورتى كه كار وازدن (دحض) اين است كه مطلب را باطل و طرد كند. حجّت داحضه يعنى حجت باطله.
درجة
فارسى/ پله
فرانسه/Degre
انگليسى/Degree
درجه به معنى نردبان و مرتبه است.
در سپهرشناسى (علم الفلك) درجه عبارت است از يك جزء از سيصد و شصت جزء دور فلك. در علوم رياضى به معنى يك قسم از نود قسم زاويه قائمه است. درجه حرارت يا درجه رطوبت جزئى از اجزاء مورد سنجش مخصوص آن است. ممكن است طبيعت دو چيز يكى باشد اما درجه آنها متفاوت باشد. اختلاف دو چيزى كه طبيعت آنها مختلف است، بزرگتر است از اختلاف دو چيزى كه درجه آنها مختلف است.
درك
فارسى/ دريافت
فرانسه/Apprehension
انگليسى/Apprehension
لاتين/Apprehensio
درك اسم مصدر ادراك است و به معنى پيوستن به شىء، رسيدن به آن و آگاه شدن از آن و عمل كردن به آن است. در فلسفه مدرسى درك به هر شناختى اطلاق مىگردد كه به موضوعى تعلق گيرد و از اين جهت كه فعل شخص مدرك است، مىتواند توسط آن، به موضوع دست يابد. در نظر توماس آكوئينى اولين مرحله عمليات سهگانه عقل است، اين عمليات سهگانه عبارت است از: تصور، حكم و استدلال. در اين مرحله، درك، ادراك مفرد ناميده مىشود كه عبارت است از تصور بسيط يا علم اولى كه همراه تصديق نيست، برخلاف مفهوم كه علم مركب است.
در فلسفه جديد درك به آن فعل عقل اطلاق مىشود كه بسيط و مستقيم است و توسط آن، شىء محسوس، يا صورت محفوظ در نفس يا در قوه متخيله، ادراك مىشود. درك به اين معنى مترادف تمثل و تصور است.
چون فعل شعور معنى ندارد مگر اينكه چيزى وجود داشته باشد كه اين فعل به آن تعلق بگيرد، هر يك از حالات انفعالى شعورى نحوهاى از انحاء ادراك وجود است. به اين جهت لفظApprehension در زبان فرانسه به معنى دلهره، ترس، نگرانى، وحشت، بيم و تصور به كار مىرود. (رجوع كنيد به ادراك، تصور، خشيت)
دعوى
فارسى/ برنهاد
فرانسه/These
انگليسى/Thesis
لاتين/Thesis
برنهاد (دعوى) در لغت به معنى قول است. مىگوييم فلانى چنين دعوى كرده است، و مقصود از دعوى اين است كه حقى را براى خود در مقابل ديگران اثبات كند. اقرار در مقابل دعوى است و به اين معنى است كه انسان حق ديگران را بر خود بداند.
در اصطلاح اهل مناظره دعوى مشتمل است بر حكمى كه اثبات آن به وسيله دليل با بيانى روشن، مورد نظر باشد. كسى كه عهدهدار اثبات حكم است مدعى و طرف مقابل او را مدعى عليه گويند.
غزالى گويد: «هر علم تصديقى را كه نسبت بين دو نفر باشد دعوى مىناميم. زيرا صاحب چنين تصديقى در اثبات نظر خود پيش مىرود و در مقابل او (و بر عليه او) برهانى وجود ندارد و كسى را كه در مقابل او قرار گرفته خصم مىناميم، اما اگر كسى در مقابل او نباشد، تصديق را قضيه مىناميم.» (محك النظر) دعوى قولى است كه انسان، با وجود اعتراضاتى كه بر آن مىشود، ملتزم اثبات آن است و به عقايد فيلسوف در يك مسأله معين اطلاق مىشود و نيز به مطلبى كه وكيل دعاوى در دادگاه در مقام اثبات آن است اطلاق مىشود. و نيز به فكر و مسالهاى كه يكى از مردان سياست در سخنرانى خود از آن دفاع مىكند، اطلاق مىگردد.
دعوى يا برنهاد در اصطلاح كانت عبارت است از طرف