فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٤٩ - ظ
٤- پديدار نزد كانت معنى خاصى دارد وى پديدار را به موضوع هر تجربه ممكنى يا بر تمام آنچه در زمان و مكان واقع مىشود، اطلاق كرده است. در پديدار به اين معنى، پيوندهائى كه مقولات عقلى آنها را محدود مىكند، متجلى مىشود. بنا بر اين، پديدار، در نظر كانت، از جهتى مقابل ماده خام و از جهت ديگرى مقابل ذات شىء است.
٥- پديدار در اصطلاح متفكران جديد، به معنى چيزى است كه بين مردم پيدا مىشود. مثلا مىگويند پديده توجه به صنعت ظاهر شده است. (معجم الوسيط).
ظاهرة الثانوية
فارسى/ پديدار دوم
فرانسه/Epiphenomene
انگليسى/Epiphenomenon
دوم پديدار يك پديدار عارضى است كه بود و نبود آن در حدوث پديدار اساسى تأثيرى ندارد. مانند صداى شىء متحرك. اين صدا پديدارى است ثانوى كه نه چيزى بر حركت شىء متحرك مىافزايد و نه چيزى از حركت آن مىكاهد.
قول به اينكه شعور يك پديدار ثانوى است، قول كسانى است كه معتقدند ماده اصل وجود است و شعور چيزى نيست جز يك امر عارضى كه وارد دستگاه عصبى شده و تأثيرى در آن ندارد و نيز در پديدارهاى عليت مكانيكى بىتأثير است.
اين نظريه فلسفى را نظريه اصالت پديدار ثانوى گويند.
ظاهريت
فارسى/ اصالت پديدار
فرانسه/Phenomenisme
انگليسى/Phenomenalism Phenomenalisme
اصالت پديدار در ميان فقها عبارت است از قول به ظاهر امور و در ميان فيلسوفان عبارت است از قول به انكار جوهر و اينكه وجود حقيقى مركب از پديدارهاست. در نظر اينان، هر پديدارى مركب از پديدارهاى ديگر يا جزء پديدارهاى ديگر است. اينان اگر معتقد باشند كه جز پديدار چيزى وجود ندارد و شىء ذاتا چيزى جز لفظ نيست، عنوان اصالت پديدار (phenomenalisme( به نظريه آنان اطلاق مىشود (مثل هيوم و رنوفيه) اما اگر به وجود شىء فى نفسه معتقد باشند و بگويند عقل فقط ظواهر را درك مىكند، عنوان اصالت پديدارها (Phenomenisme( به نظريه آنان اطلاق مىشود. (كانت و اگوست كنت) هر چيزى كه منسوب به پديدار باشد، پديدارى است.
ظرف
فارسى/ آوند
فرانسه/Occasion
انگليسى/Occasion
لاتين/Occasio
ظرف در لغت به معنى وعاء و هر چيزى است كه چيز ديگرى بتواند در آن جاى گيرد. از موارد استعمال آن، ظرف زمان و ظرف مكان نزد نحويان است. و نيز ظرف به معنى حالت است. «ظرفيت عبارت است از قرار گرفتن چيزى در چيزى، يا به نحو حقيقى مثل قرار گرفتن آب در كوزه و يا به نحو مجازى مثل قرار گرفتن رستگارى در راستى.» (تعريفات جرجانى).
در اصطلاح ما ظرف عبارت است از فرصت مناسب براى تحقق شىء. فرق ظرف و شرط اين است كه شرط نوعى علت است و اگر چه خارج از ماهيت شىء است اما براى حدوث آن ضرورى است. اما ظرف براى حدوث شىء ضرورى نيست، اگر چه در شأن آن است كه هر جا موجود شد، حدوث شىء را آسان كند. مىتوان بدون ممانعت از حدوث شىء ظرفى را با ظرف ديگرى عوض كرد. معنى اين سخن آن است كه تأثير علت در معلول، مىتواند در اين ظرف يا در آن ظرف تحقق يابد و ظرف واحد مىتواند فرصت مناسبى براى تأثير اين علت يا آن علت باشد.
آوندى (ظرفى يا (Occasionnel منسوب به آوند (ظرف) است و به چيزى اطلاق مىشود كه بطور اتفاقى حادث شود.
علل موقعى (يا علل فرصتى) عبارت است از فرصتهاى مناسب براى حدوث شىء. اين علل غير از علل فاعلى و شرايط دقيقى است كه تحقق شىء متوقف بر آن است. اما علل موقعى كه مورد بحث بعضى از فيلسوفان واقع شده چيزى غير از شرايط نيست. زيرا موقعيتهاى شىء در نظر آنان