فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٢٩ - خ
خ
خارج و خارجى
فارسى/ برون
فرانسه/Exterieur ,externe
انگليسى/External
لاتين/Exterior ,Externus
خارج هر چيزى به معنى ظاهر آن است كه در مقابل داخل و باطن شىء است. پس خارج جسم يعنى ظاهر و سطح آن و داخل آن به معنى درون آن است. خارجى منسوب به خارج است و در فلسفه به چند معنى به كار مىرود:
١- خارج يا خارجى به معنى ظاهر و در مقابل داخل و باطن است. از موارد استعمال آن، حواس ظاهرى است، يعنى حواس موجود در سطح بدن (بساوايى، بينايى، شنوايى، بويايى، چشايى) و حواس باطنى يعنى حواسى كه اعصاب آن داخل بافتهاى بدن است (مثل حس عضلى و حس مفصلى و ...) با وجود اين، حواس چه داخلى و چه ظاهرى، خارج از بدن نيستند بلكه خود قسمتى از بدناند.
٢- در روانشناسى، خارجى به معنى چيزى است كه وجود آن مستقل از ادراك ما باشد و داخلى يا باطنى چيزى است كه وجود آن تابع ادراك ادراككننده باشد يا نسبت به ادراك وجود داشته باشد. به اين جهت به عقل غير شخصى (عقل كلى) عقل خارجى گفتهاند.
٣- خارجى به معنى شىء محسوس واقعى يعنى موجودى كه در اعيان باشد نه در اذهان كه در مقابل ذهنى يا عقلى يا خيالى قرار دارد.
اصطلاح عالم خارجى به مجموع اشياء محسوسى اطلاق مىگردد كه ما آنها را توسط حواس خود درك مىكنيم يا مىتوانيم تصور كنيم كه ادراك آنها توسط حواس ممكن است. اين اشياء را اشياء خارجى و ادراك خود نسبت به آنها را ادراك خارجى مىناميم. اين ادراك در مقابل ادراك داخلى است كه به آنچه توسط شعور و وجدان ادراك مىكنيم، اطلاق مىگردد.
٤- خارجى به معنى چيزى است كه نه ماهيت شىء، نه جزء ماهيت آن و نه معنائى داخل در تعريف شىء باشد.
خارجى به اين معنى را عرضى مىنامند كه در مقابل ذاتى قرار دارد. در تعريف ذاتى گفتهاند: چيزى است كه خارج از شىء نباشد، بطورى كه شامل جزء شىء و عين شىء باشد، و جنس و فصل و نوع مشمول آن گردد.
٥- در ما بعد الطبيعه، خارجى يعنى موجودى كه به ذات خود و براى ذات خود (بذاته و لذاته) موجود باشد.
٦- خارجى به معنى چيزى است كه مورد اعتقاد فرقه خوارج باشد كه يكى از فرق بزرگ اسلامى است كه چون از مردم خارج شدند، اين اسم بر آنان اطلاق شد. گفتهاند كه خوارج عموما قومى از اهل انحطاط هستند كه عقايد مشتركى دارند.
٧- خارجيت صفت چيزى است كه خارجى باشد. اين اصطلاح به چيزى اطلاق مىگردد كه مدركات عينى ما را توصيف مىكند و نيز به قضيهاى اطلاق مىگردد كه حكم آن متعلق به افراد خارجى است.
٨- برون سازى يا فرافكنى (تخريج) در روانشناسى، عبارت است از اظهار حالات داخلى و نشان دادن آنها. اين فرافكنى به دو طريق ممكن است: اول انتقال انطباعات حسى درونى به تصديق كردن پنهانى (داخلى) يك حقيقت