فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٣٧ - ب- معنى خاص
بپردازد، بحث استعلائى است. مثلا مىتوان گفت:
زيبائىشناسى استعلائى، منطق استعلائى، تحليل استعلائى، جدل استعلائى و استنتاج استعلائى. پس لفظ استعلائى، از اين جهت، به معنى انتقادى نيز آمده است.
مثلا منطق استعلائى غير از منطق عمومى است. زيرا منطق عمومى فقط به بحث در ارتباط معانى مىپردازد، در حالى كه منطق استعلائى در مورد اصل اين معانى و نسبت آنها با اشياء بحث مىكند. كانت اين فلسفه استعلائى را فلسفه انتقادى مىنامد.
اما اگر استعلائى در مقابل اعلاء استعمال شود، دال بر چيزى است كه برتر از تجربه باشد. بنا بر اين، اصلى كه فقط قابل انطباق بر امور تجربى باشد، اگر در امور گستردهتر از حدود تجربه به كار برده شود، به نحو استعلائى به كار رفته است، برخلاف مبدأ اعلائى كه مستلزم حذف و ابطال حدود تجربى است.
فرق استعلائى با ما بعد الطبيعى اين است كه مبدأ استعلائى بايد مشتمل بر يك شرط ما قبل تجربى باشد كه بر هر تجربهاى، بدون تشخيص و تعيين اين تجربه و آن تجربه، صدق كند در حالى كه مبدأ ما بعد الطبيعى، قانونى وضع مىكند كه بدون رجوع به تجربه بر معرفت ما مىافزايد. مثال نوع اول اين است كه: هر تغييرى ناشى از علتى است و مثال دوم اين است كه: هر تغيير مادى يك علّت خارجى دارد.
تعاون
فارسى/ هميارى
فرانسه/Cooperation
انگليسى/Cooperation
تعاون يا هميارى، در جامعهشناسى به معنى همكارى و كمك كردن به يك ديگر است. ابن خلدون گويد: انسان ناچار است براى خود غذا تهيه كند و از خويشتن دفاع كند و در اين امر «بايد با ابناء جنس خود هميارى كند. در غير اين صورت قوت و غذاى او تهيه نمىشود و نيازهايش برطرف نمىگردد. اما اگر بين افراد انسان هميارى وجود داشته باشد، هم خوراك خود را تهيه مىكنند و هم جنگ افزار براى دفاع.» (مقدمه ابن خلدون) هميارى يك نظريه اقتصادى است و شعار آن اين است كه: فرد براى جامعه و جامعه براى فرد، و مظهر آن، رشد تشكيلات تعاونى است كه هدف آنها كار مشترك به نفع اعضاى تعاونى است. مانند شركتهاى تعاونى در زمينههاى توليد، پسانداز و مصرف. تعاونى توليدى شركتى است كه افراد آن براى كسب بهره مشتركى كه بين خود تقسيم مىكنند، كار مىكنند. تعاونى پسانداز شركتى است كه اعضاى آن، مشتركا صندوقى تأسيس مىكنند كه با استفاده از آن، نيازهاى ضرورى خود را برطرف مىكنند. تعاونى مصرف شركتى است كه اعضاى آن در خريد اجناس و ما يحتاج خود به قيمت ارزان و با حذف واسطهها مشتركا اقدام مىكنند.
(رجوع كنيد به تضامن)
تعبير
فارسى/ وانمود
فرانسه/Expression
انگليسى/Expression
لاتين/Expressio
تعبير كردن چيزى به معنى سخن گفتن از آن با اشاره يا لفظ يا شكل يا نمونه است.
پس اشارات و الفاظ نمودار معانىاند و صورتها بازگوكننده اشيااند. هر نمونهاى نمودار اصلى است كه از آن گرفته شده است.
اگر خطوط چيزى را بر روى سطحى رسم كنيم، شكلى كه به دست خواهد آمد، نمودار آن خواهد بود. از اين قبيل است وقتى مىگوييم: ارقام نمودار اعدادند و معادلات جبرى مبين اشكال هندسى است.
لفظ تعبير به معنى بازگو كردن حالات نفسانى به وسيله پديدارهاى جسمانى نيز به كار رفته است. مانند تعبير سرخى چهره از شرم و تعبير حركات مضطرب از ترس.
نيز به وسايلى كه انسان در انتقال افكار و عواطف و مقاصد خود به ديگران از آنها استفاده مىكند، تعبير مىگويند. از جمله اين وسايل است: زبان، صداها، موسيقى، شكلها، رمزها و نشانهها. مثلا مىگويند: تعبير ادبى، تعبير موسيقى و غيره.
تعبير خواب به معنى تفسير كردن آن است و تعبير حالات درونى به معنى بازگو كردن آنهاست.