فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٠٤ - ف
سفسطى. ٢- تحقيقات و پژوهشهاى فلسفى. اگر لفظ فلسفه به موضوعى اضافه شود. دال بر تحقيق انتقادى مبادى و اصول آن موضوع است.
مثلا مىگويند فلسفه علوم، يعنى تحقيق انتقادى در اصول و مبادى عام علوم كه عبارت است از بحث معرفتشناسى.
يا فلسفه تاريخ كه عبارت است از تحقيق در قوانين عام مؤثر در حوادث و وقايع تاريخى و از همين قبيل است اصطلاحات فلسفه اخلاق و فلسفه اديان.
فلسفه اولى
فارسى/ فلسفه اولى
فرانسه/Philosophie premiere
انگليسى/first Philosophy
لاتين/Prima philosophia
فلسفه اولى اصطلاحى است كه ارسطو آن را به علم الهى [خداشناسى] اطلاق كرده است. از اين جهت آن را فلسفه اولى ناميده است كه در اسباب قصوا و مبادى اولى و موجودات مفارق بحث مىكند، برخلاف علوم طبيعى كه آن را فلسفه ثانيه ناميده است.
ابن سينا اصطلاح فلسفه اولى را به حكمتى اطلاق كرده است كه متعلق به چيزى است كه وجود آن تغيّر نمىپذيرد يعنى فلسفهاى كه موضوع آن موجود مطلق است از آن جهت كه مطلق است. و نيز حكمت الهى [خاص] به جزئى از فلسفه اولى اطلاق مىشود كه عبارت است از معرفت ربوبى. (رجوع كنيد به عيون الحكمة) بيكن فلسفه اولى را به بحث در مبادى صورى تمام علوم يا بيشتر آنها اطلاق كرده است. در اين مورد هابز از او تقليد كرده و موضوع فلسفه اولى را بحث در زمان و مكان و علت و معلول و كميت و ... دانسته است.
فلسفه دائمى
لاتين/Philosophia perennis
مقصود از فلسفه دائمى اين است كه: اصول اساسى تمام مذاهب فلسفى بر خلاف تعارض ظاهرى بين آنها، يك ميراث انسانى به هم پيوسته را به وجود مىآورد.
لاول گويد: فلسفهاى كه ما در اينجا اصول اساسى آن را بيان كردهايم چيز تازهاى نيست. زيرا اين فلسفه چيزى نيست جز تفكر شخصى در مادهاى كه فلسفه دائمى آن را به ما رسانده است و اين فلسفه دائمى كار گروهى انسان است.
الفلسفة الشعبية
فارسى/ فلسفه مردمى
فرانسه/Philosophie popular
انگليسى/Popuolar Philosophy
اصطلاح فلسفه مردمى به مجموع تحقيقاتى اطلاق مىشود كه در آلمان براى تأكيد در جنبش آزادىخواهى كه ولف آن را آغاز كرده بود، شيوع يافت. اين تحقيقات مستقل از روش علمى و متناسب با سطح دانش عوام بود.
معروفترين نمايندگان اين فلسفه مندلسن، آنجل آبت، سولزر و فيدر است.
اصطلاح فلسفه عوام به فلسفه مادى يا تجربى يا به فلسفهاى اطلاق مىشود كه با آراء متداول رايج سازگار باشد. در نظر چيچرو، فلسفه عوام فلسفهايست كه دور از فلسفه افلاطون و سقراط باشد.
فلسفه طبيعت
فرانسه/Philosophie de lanature
انگليسى/Philosophy of nature
فلسفه طبيعت مترادف فلسفه طبيعى است، و به فلسفه اصالت معنوى رومانتيكى آلمانى و نظريات آن و مخصوصا به فلسفه شلينگ و هگل در مورد طبيعت مادى اطلاق مىشود.
فلسفة العامة
فارسى/ فلسفه عمومى
فرانسه/Philosophie generale
انگليسى/General philosophy
فلسفه عمومى اصطلاحى است كه اگوست كنت آن را