فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٢٦ - ص
فنى است. و نيز صناعى (مصنوعى) ضد نظرى و مترادف عملى و در مقابل طبيعى است مثل ابريشم مصنوعى.
٨- صنعى منسوب به صنع است و معنى آن عملى و مصنوع است. اين اصطلاح در مقابل طبيعى و مترادف منفعل است. اگر در روانشناسى استعمال شود دال بر احوال نفسانى ناشى از سنجش احوال شعور توسط روشهاى مصنوعى است. مثلا مىگويند احوال نفسانى انتخابى يا منفعل.
٩- صانع كسى است كه اهل يكى از حرفهها باشد يا با دست خود چيزى بسازد. اين اصطلاح در فلسفه قديم، مخصوصا در فلسفه افلاطون به صانع جهان (Demiurge(
اطلاق مىشود. صانع جهان كسى است كه موجودات را نظم و ترتيب مىدهد. فعل او را صنع مىنامند كه عبارت است از تركيب صورت با ماده. (رجوع كنيد به صانع) ١٠- فنشناسى (Technology( علمى است كه روشهاى عمومى فنى را از جهت ارتباط آن با دگرگونى تمدن بررسى مىكند و مشتمل بر سه قسم است:
اول- توصيف تحليلى هنرها و فنون موجود در يك جامعه معين يا در يك زمان معين. دوم- تحقيق در شرايط و قوانين حاكم بر تمام روشهاى هنرى و صنعتى و كشف و اختراع وسايل اجراى عملى آنها.
سوم- تحقيق در تحول روشهاى صنعتى و هنرى در يك جامعه معين يا در نوعى از اجتماعات يا در كل جامعه انسانى.
خلاصه فنشناسى عبارت است از تحقيق در امور صنعت. گاهى مقصود از اين لفظ خود صناعت عملى است.
گوبلو به اين معنى اشاره كرده آنجا كه گفته است علم اخلاق صناعت سعادت است. (رجوع كنيد به تقنى، فن، علم، عمل)
صنف
فارسى/ طبقه
فرانسه/Classe
انگليسى/Class
لاتين/Classis
يك طبقه از هر چيز جزء معينى از آن است. بنا بر اين يك طبقه يك نوع يا يك بخش يا يك حالت از يك چيز است.
مىگويند فلانى نوعى از متاع دارد.
١- صنف در اصطلاح منطقيان نوعى است كه مقيد به يك قيد كلى عارضى باشد مثل عربى، مثل فارسى و يونانى.
اختلاف معانى مندرج تحت يك كلى يا به ذاتيات است يا به عرضيات يا به هر دو. اولى را نوع دومى را صنف و سومى را قسم مىنامند. بنا بر اين صنف عبارت است از كلى مقول بر كثيرين كه در ذاتيات متفق و در عرضيات متباين باشند.
در فلسفه جديد، صنف به كلى اعم از جنس و نوع، يا بر كثيرين مشترك در يك صنف يا در صفات متعدد اطلاق مىشود.
٢- در اصطلاح جامعهشناسان صنف عبارت است از گروهى از افرادى كه عرف يا قانون آنان را در يك مرتبه معين اجتماعى قرار مىدهد. صنف به اين معنى مترادف طبقه است و دال بر افرادى است كه در حال و منزلت و مرتبه و درجه مشابه باشند. تحولات اجتماعى، نظام طبقاتى مبتنى بر تفاوتهاى نژادى، دينى و جنسى را به نظام مبتنى بر تفاوتهاى درآمد، يا چگونگى تحصيل درآمد، تبديل كرده است. بطورى كه جامعه جديد، تركيبى است از كشاورزان، كارگران، كارمندان، دلالان، بازرگانان، پيشهوران، (كمونيسم) به معنى خاصى به كار رفته است. و آن اينكه:
جامعه در سير خود طبقات را به دو بخش تقسيم مىكند.
يكى طبقه توانگران، دوم طبقه بينوايان و زحمتكشان (رجوع كنيد به اطلاعيه (مانيفست) كمونيسم تاليف ماركس و انگلس) ٣- صنف در اصطلاح زيستشناسان حلقهاى از حلقههاى حيات و مترادف رده (صف) است.
حلقههاى مترتب بر يكديگر از بالا به پايين عبارت است از:
عالم/Regne
شعبه (شاخه)/Embranchement
طبقه/Classe
مرتبه/Ordre
خانواده/Famille
جنس/Genre
نوع/Espece
نژاد/Race
مجموعه/Variete