فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ١٦٠ - أ
خواب، وقتى محكم در ذهن ضبط شود، يا الهام است يا وحى صريح و روشن و يا حكمى است كه نياز به تأويل و تعبير ندارد. اگر اين اثر محو شود و مشابهات و پى آمدهاى آن باقى بماند، بايد آنها را تعبير و تاويل كرد.» (اشارات) اين كيفيت بر حسب افراد و اوقات و عادات متفاوت است. پس وحى محتاج تأويل و حلم محتاج تعبير است.
امتداد
فارسى/ گسترده
فرانسه/Etendue
انگليسى/Extension ,extent
لاتين/Extensio ,Spatium
امتداد در لغت به معنى گسترش است. مثلا امتداد شىء به معنى انبساط آن، و امتداد راه به معنى طولانى بودن آن، و امتداد روز به معنى كشيده شدن آن، و امتداد آب به معنى زياد شدن آن، و امتداد نظر به معنى چشم انداختن به چيزى است. امتداد در فلسفه داراى چندين معنى است:
١- امتداد به معنى صورت جسميه است، يعنى وجود جسم در مكان به نحوى كه جسم حالّ در جزئى از مكان باشد. ابن سينا گويد: «امتداد جسمانى مستلزم تناهى، و در نتيجه مستلزم داشتن شكل است.» (اشارات) معنى اين سخن اين است كه امتداد جسمانى متناهى است و شىء متناهى بايد شكل داشته باشد. پس امتداد متناهى داراى شكل است.
٢- امتداد جزئى از مكان است. امتداد به اين معنى متناهى است اما مكان متناهى نيست.
٣- امتداد به معنى بعد است. چنانكه ابن سينا گويد:
«جسم بودن جسم معلول امتدادهاى سهگانه كه در آن فرض مىشود، نيست» (شفا) مقصود از امتدادهاى سهگانه ابعاد سهگانه است. نيز در كتاب نجات گفته است: «جسم از اين جهت كه ابعاد سهگانه در آن بالفعل موجود است، جسم نيست» به همين معنى است سخن ابن طفيل كه گفته است:
چيزى كه مشترك بين تمام اجسام باشد، وجود ندارد مگر امتداد، كه به صورت ابعاد سهگانه، يعنى طول و عرض و عمق، در تمام اجسام موجود است.» (حى بن يقظان) نيز همو گفته است: «سپس در مورد امتداد در ابعاد سهگانه بينديش كه آيا معنى جسم همين امتداد است. مىبينى كه در پشت اين امتداد چيز ديگرى وجود دارد كه اين امتداد در آن است.
و امتداد نمىتواند قائم به خود باشد، چنانكه اين شىء داراى امتداد، بدون امتداد نمىتواند قائم به خود باشد. اين مطلب را با بعضى از اجسام محسوس داراى صورت مثل گل مقايسه كن. اگر شكلى مانند كره، از آن ساخته شود، داراى طول و عرض و عمق خواهد بود. حال اگر شكل اين كره به شكل ديگرى مثلا مكعب يا بيضى تبديل شود، طول و عرض و عمق آن تغيير خواهد كرد و مقدار هر كدام غير از آن خواهد شد كه اكنون هست، در حالى كه آن گل [كه خمير كرده بوده است] تغيير نكرده است» (حى بن يقظان).
٤- امتداد مجازا به انبساط و گسترش اشياء كه تا فاصله دور و نزديك امتداد مىيابد اطلاق مىشود. مثلا مىگويند:
امتداد راه، امتداد روز يا دريا و نگاه يا فكر [فلانى] امتداد يافت.
٥- دكارت بين امتداد و مكان فرق گذاشته است. وى گويد: بين امتداد و مكان، در مقايسه با جسم فرقى نيست، جز اينكه امتداد [نسبت به جسم] خارجى و مكان داخلى است. اگر به حيّز جسم از اين جهت كه نسبت به جسم، داخلى است، نگاه كنيد، مكان ناميده مىشود و اگر از اين لحاظ كه صورت خارجى جسم است به آن نگاه كنيد، مكان ناميده مىشود و اگر از اين لحاظ كه صورت خارجى جسم است به آن نگاه كنيد، امتداد ناميده مىشود. پس حيّزّ داخلى مكان و حيّز خارجى امتداد است. البته ممكن است امتداد را به سطح خارجى جسم كه بىواسطه بر آن احاطه دارد، اطلاق كنيم و يا مطلقا آن را به معنى سطح بطور كلى به كار بريم.
بنا بر اين اختصاص به جسم معينى ندارد بلكه شامل تمام اجسام است. به نظر دكارت، امتداد جوهر اجسام است. و همان طور كه ماده بدون امتداد وجود ندارد، امتداد بدون ماده هم وجود ندارد.
در نظر مالبرانش امتداد معقول، عبارت است از كميت مفارق از هر نوع كيفيت محسوس. چنين كميتى موضوع علم جبر و تحليل رياضى است.
در فلسفه جديد امتداد را به معنى جزئى از مكان به كار مىبرند. مثلا مىگويند: امتداد خط محدود يا سطح محدود و يا حجم محدودى است. نسبت امتداد به اين معنى، به مكان، مانند نسبت مدت است به زمان.