فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤١٥ - ش
شهادت
فارسى/ گواهى
فرانسه/Temoignage
انگليسى/Testimony
لاتين/Testimonium
شهادت عبارت است از خبر دادن از آنچه انسان ديده است يا اقرار به آنچه از روى يقين بدان علم دارد. و نيز به مجموع آنچه توسط حس ادراك مىشود اطلاق مىگردد. مثل اينكه مىگوييم: شهادت حواس. و نيز شهادت به فعل شخص شاهد اطلاق مىشود. چنانكه مىگوييم بر فلان امر شهادت داد يعنى با قاطعيت از آن خبر داد. حادثه را شاهد بود، يعنى آن را ديد. براى فلان بر عليه فلان شهادت داد، يعنى آنچه را ديده بود گفت و نيز اين اصطلاح به خود خبر، چه صادق باشد چه كاذب، اطلاق مىشود.
شرط تصفيه و تهذيب اخبار، آگاهى داشتن از دروغ و توهم و نيرنگ و اخبار ساختگىاى است كه وارد اخبار [راستين] مىشود. «زيرا در گزارش اخبار اگر به صرف نقل تكيه كنيم، و نقل اخبار موجب تحكيم اصول عادت و قواعد سياست و طبيعت عمران و احوال در جامعه انسانى نشود و اخبار موجود را با اخبار گذشته مقايسه نكنيم و آنچه را موجود است با آنچه در حال گذشتن است سنجيده نشود، نمىتوان از لغزش و انحراف مصون بود.» (مقدمه ابن خلدون) قواعد تصفيه اخبار را نقد گواهىها مىنامند.
و نيز شهادت به معنى دليل است كه در اثبات چيزى بدان استشهاد مىشود. در اصطلاح قضاوت، شهادت بيّنه به معنى اقوال شهودى است كه در محضر دادگاه حضور دارند.
شاهد كسى است كه اداى شهادت مىكند و به خود دليل نيز اطلاق مىشود.
در اصطلاح ادباى عرب، به معنى جزئى است كه قاعدهاى را اثبات مىكند، شاهد در اين معنى اخص از مثال است.
عالم شهادت، عالم موجودات مشهود است كه در مقابل عالم غيب قرار دارد «و به عالم غيب و شهادت وارد خواهند شد» (و ستردون الى عالم الغيب و الشهادة قرآن كريم).
شواهد حق عبارت است از حقايق موجودات، و شواهد اشياء به معنى اختلاف موجودات است كه ناشى از اختلاف احوال و اوصاف و افعال است.
شهوانى
فارسى/ شهوى
فرانسه/Sensuel
انگليسى/Sensual
لاتين/Sensualis
شهوانى چيزى است كه منسوب به شهوت است، مخصوصا تمايلات حسى از اين جهت كه وسيله احداث لذاتى از قبيل لذات مادى و جنسى هستند، امور شهوانى تلقى مىشوند. و نيز شهوانى به معنى داراى شهوت است و مقصود از آن كسى است كه دوست دار لذات حسى و مخصوصا لذت جنسى باشد. شهوانيت يا شهويت اسمى است كه از آن مشتق شده و به معنى عشق به لذات مادى است.
شهوت
فارسى/ ميل شديد
فرانسه/Appetit ,Concupiscence
انگليسى/Appetit ,Concupiscence
لاتين/Appetitus ,Concupiscentia
شهوت به دو معنى عام و خاص به كار مىرود.
شهوت به معنى عام عبارت است از حركت نفس براى طلب كردن امر ملايم. (تعريفات جرجانى) و معادل آن در زبان فرانسه لفظ (Appetit( است.
شهوت به معنى خاص عبارت است از ميل شديد به بهرهمندى از لذات حسى و فرو رفتن در آنها. معادل آن در زبان فرانسه لفظ (Concupiscible( است. از مشتقات آن لفظ شهوتانگيز است يعنى چيزى كه تمايل نفس را به سوى خود برانگيزد. يكى ديگر از مشتقات آن، شهوت سگى است كه مقصود از آن شدت شهوت و ممتد بودن آن و حرص داشتن بر سير كردن تمايلات حيوانى است.
ابن سينا گويد: «ممكن است حيوان ميل به غذا نداشته باشد و از آن اكراه داشته باشد، در حالى كه غذا مناسبترين چيز براى حيوان است، و مدت زيادى بر آن حال باقى بماند، تا وقتى كه مانع برطرف شد، حيوان طبعا به رفع نياز خود اقدام مىكند، در اين حالت گرسنگى و ميل او به غذا افزايش