فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٦٥ - م
ما قبل المنطق
فارسى/ پيش از منطق
فرانسه/Prelogique
«پيش از منطق» اصطلاحى است كه لوئى برول در كتابهاى اوليه خود به معنى منطق انسان ابتدائى به كار برده است. وى معنى اين اصطلاح را چنين بيان كرده است:
مقصود از منطق انسان ابتدائى، اين نيست كه اين منطق زمانا مقدم بر ظهور تفكر منطقى صحيح است، بلكه مقصود اين است كه انسان ابتدائى در تفكر خود مقيّد به اصل تناقض نبوده است. وى بعدا نظر خود را تغيير داده و گفته است:
تفاوت عقل انسان غير متمدن با انسان متمدن در منطق نيست، بلكه تفاوت آن در نحوه برداشت او از طبيعت و انواع نيروى مؤثّر در طبيعت و اقسام افعال موجودات و تأثير و تأثّر آنها بر يكديگر است. در زمان ما اصطلاح پيش از منطق به فكر كسى اطلاق مىشود كه مقيّد به اصول و دستورات منطقى نيست.
ما لا يمكن تصوره
فارسى/ نامفهوم- ناانديشيدنى
فرانسه/Inconcevable
انگليسى/Inconceivable
ناانديشيدنى در مقابل انديشيدنى (Concevable( قرار دارد و به سه معنى به كار مىرود:
١- آنچه ذهن نتواند آن را به موجب تناقضى كه در مفهوم آن است تصور كند. مثل تصور دايره مربع.
٢- آنچه تصور وقوع يا اعتقاد به موجوديت آن ممكن نيست زيرا چيزى است مخالف عادات فكرى.
٣- اگر اين اصطلاح به تصورات مجرد اطلاق شود، دال بر چيزى است كه نمىتوان آن را در تصور ديگرى يا در صنف ديگرى مندرج كرد، و اگر به قضيهاى اطلاق شود، دال بر اين است كه اين قضيه را نمىتوان از قضيه ديگرى استنتاج كرد.
ما لا يمكن معرفته
فارسى/ ناشناختنى
فرانسه/Inconnaissable
انگليسى در اصطلاح هاميلتون/Incognisable
در اصطلاح اسپنسر/Unknowable
اين اصطلاح به چيزى اطلاق مىشود كه اگر چه ممكن است وجود داشته باشد، اما بنا بر طبيعت خود، نمىتواند موضوع شناخت واقع شود. اين اصطلاح عنوان بخش اول از كتاب اسپنسر، موسوم به اصول اوليه (First Principies(
است.
فلسفههاى مبتنى بر ندانمگرايى (لا ادريه) از قبيل فلسفه انتقادى كانت، فلسفه تحصلى اگوست كنت و فلسفه تطورى اسپنسر، هر كدام به نحوى منكر شناخت [ذات اشياء] هستند، اگر چه وجود آنها را مسلم مىگيرند. اما پيروان فلسفه تحصّلى جزمى به اين رأى اعتراض كرده و گفتهاند آنچه شناختى نباشد، نمىتوان گفت موجود است يا موجود نيست. (رجوع كنيد به عرفان، معرفت)
مانويّت
فارسى/ آئين مانى
فرانسه/Manicheisme
انگليسى/Manichaeism
مانويت به معنى ديانت مانى ايرانى است كه در قرن سوم ميلادى مىزيسته و به فكر تلفيق مسيحيّت و دين زردشت بوده است. مانى معتقد بود جهان داراى دو منشأ است. اول نور كه مبدأ خير است، دوم ظلمت كه مبدأ شر است. هر يك از اين دو مبدأ مستقل از يكديگر و منازع با ديگرى است.
ماهيّت
فارسى/ چيستى
فرانسه/Quiddite
انگليسى/QUiddity
لاتين/Quidditas