فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٢٨ - ب- معنى خاص
تشابه اشياء داخل در طبقه واحد، موكول به اتحاد آنها در صفات ظاهرى است كه نسبت به غايت و هدفى كه از طبقه بندى منظور است با هم اختلاف دارند.
طبقه بندى طبيعى، چنانكه كوويه و ژوسيو و آگاسيز گفتهاند، مبتنى بر سه اصل است: اول، اصل تضايف و همبودى اشكال و صور. دوم، اصل تبعيّت صفات و ويژگىها. سوم، اصل تسلسل طبيعى.
طبقه بندى علوم از روى ضوابط مختلفى انجام مىشود:
مانند طبقه بندى بر اساس قواى ذهنى كه موضوعات علوم را درك مىكنند (نظر ديدرو و دالامبر) و طبقه بندى علوم بر حسب موضوعات آنها (نظر اگوست كنت) و طبقه بندى علوم بر حسب نسبت آنها با يكديگر (نظر اسپنسر) بهترين طبقه بندىها، طبقه بندى طبيعى است كه موضوعات و روابط علوم را درست از هم متمايز مىكند و تصور روشنى از جوانب مختلف آنها ارائه مىدهد.
تصوّر
فارسى/ ادراك- اندر رسيدن
فرانسه/Concept ,conception
انگليسى/Conception
لاتين/Conceptus ,conceptio
تصور به معنى در ذهن آوردن صورت چيزى است. در نظر روانشناسان به معنى حصول صورت شىء در عقل است. در نظر منطقيان به معنى ادراك ماهيت شىء است، بدون اينكه حكم سلبى يا ايجابى در مورد آن بشود. (جرجانى) تصورات يا مفاهيم عبارت از معانى كلى انتزاعى است.
اگر مفاهيم كلى را از جهت شمول آنها، يا از جهت مصداقى كه مشمول اين مفاهيم قرار مىگيرد، مورد توجه قرار دهيم، دلالت بر مجموع افراد جنس مىكند، و اگر جهت تضمّن معنائى كه دارند، آنها را مورد توجه قرار دهيم، به معنى صورت ذهنى است. مثلا مفهوم انسان، از اين جهت كه جنس است دلالت بر مجموع نامحدود افرادى مىكند كه در تحت آن است، اما از اين جهت كه يك تصور ذهنى است، دلالت بر صفات مشترك بين افراد انسان مىكند.
فيلسوفان بين تصور پيشينى و تصور پسينى فرق گذاشتهاند. در اين مورد گفتهاند: تصور پيشينى يا تصور محض، تصورى است كه پيش از تجربه باشد، مانند تصور وحدت و كثرت و امثال آن. (كانت) اما تصورات پسينى عبارت از مفاهيم كلى و عامى است كه از تجربه حاصل شده باشد. مانند تصور معنى انسان، معنى گياه و معنى حيوان و ...
در حالى كه فيلسوفان تجربى منكر وجود تصورات پيشينىاند، فيلسوفان عقلى (پيروان اصالت عقل) معتقدند كه فقط تصورات پيشينى تصورات معتبر است.
در فلسفه جديد، فعل تصور كردن، داراى چندين معنى است: اول به معنى هر عمل فكرى است كه منطبق با شىء باشد، دوم به معنى فعل عقل است در مقابل تخيل، خواه تخيل تمثيلى باشد، خواه ابداعى، سوم به معنى فعلى است كه توسط آن معانى را درك و يا تأليف و تركيب مىكنيم.
اصالت مفهوم (Conceptualisme( مذهب فلسفى است كه بنا بر آن، مفاهيم كلى، صور عقلى يا افعال ذهنىاند نه اينكه فقط الفاظى باشند دال بر افراد متعدد.
آبلار كوشيد كه بين اصالت واقع (Realisme( و اصالت تسميه (Nominalisme( تلفيق ايجاد كند. وى معتقد بود كه مفاهيم كلى كه در ذهن موجودند (Conceptualism( اگر چه از اين جهت اسم عام هستند، فقط دلالت بر صفات مشترك موجود در افراد مىكنند.
اشكالى كه در نظريه اصالت واقع وجود دارد، اين است كه نمىتوان وجود خارجى مبهم و نامعين كليات را پذيرفت، مثلا انسانى كه فقط انسان باشد نه چيز ديگرى، نه كوچك نه بزرگ، نه سفيد و نه سياه، پذيرفتنيى نيست. اما اين اشكال در نظريه اصالت مفهوم نيز وجود دارد. زيرا آنچه نامعيّن است، نه فقط در خارج، بلكه در ذهن هم نمىتوان آن را موجود تصور كرد. پس اصالت مفهوم به معنى قول به نحوى وجود و واقعيت است و در مقابل اصالت تسميه قرار دارد.
فيلسوفان قديم ما مىگفتند: تصور بر حسب اسم، مفهوم چيزى است كه وجود خارجى ندارد و در مورد موجودات و معدومات، هر دو به كار مىرود. اما تصور بر حسب حقيقت، تصور ماهيت معلوم موجود است و مختص موجودات است.
تصور مشتركا به علم به معنى ادراك، و قسمى از علم كه مقابل تصديق است، اطلاق مىشود. تصور را معرفت نيز ناميدهاند.
تصوف
فارسى/ درويشى