فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٥٦ - ب- معنى خاص
پس تمثيل به معنى تشبيه و تصوير است. فرق تمثيل و تشبيه اين است كه هر تمثيلى تشبيه است اما هر تشبيهى تمثيل نيست. [تمثيل به چند معنى به كار مىرود:] ١- در روانشناسى، تمثيل (Representation(
يك فعل ذهنى است كه معرفت توسط آن حاصل مىشود. مانند ادراك حسى و تخيل و حكم، از اين جهت كه موجب حصول صورت شىء در ذهن است. اين پديدهها را پديدههاى عقلى گويند كه در مقابل پديدههاى فاعلى و انفعالى قرار دارد. در هر تمثيلى يك ممثّل (نماينده) و ممثّل (نموده) وجود دارد. نماينده همان ذات درككننده است و نموده، شىء درك شده است. جامع بين اين دو را مثال (نمودار) گويند. شرط نمودار اين است كه مطابق چيزى باشد كه خود نشانه آن است و نايب آن واقع شده است. از اين قبيل است سخن لايب نيتس كه گفته است:
«وقتى خداوند نظم جهان را به كمال رساند، در هر يك از اجزاء آن نظر كرد و مخصوصا منادها را مشاهده نمود، و چون طبيعت منادها تمثيلى (نمودارى) است، اگر چه اين تمثيل جز در موارد نادرى در تفصيل كامل وجود، مبهم و نامتمايز است، اما فقط محدود به تمثيل (نماياندن) يك قسم از اشياء نيست.» (منادولژى) و نيز گفته است: با وجود اينكه هر منادى نمايانگر تمام هستى است، اما چيزى را كه به خود اين مناد اتصال دارد، كاملتر و واضحتر نشان مىدهد.
(همان مأخذ) همين طور نفس نمايانگر تمام جهان هستى است، جز اينكه نفس قادر نيست در درون خود فراخواند مگر آنچه را بطور واضح در آن نموده (متمثل) شده است. (همان مأخذ) نزد هاملن، تمثيل عبارت است از قدرت قرار دادن يكى از محسوسات مشخص در يكى از مقولات عقل.
در زمانهاى اخير تمثيل را به معنى قائم مقام و جانشينى و نمايندگى شىء بر شىء ديگر اطلاق كردهاند. مثلا مىگويند فلانى در دولت يا در مجلس يا در شورا نماينده ملت خود و نايب آنهاست.
نيز تمثيل را به معنى نمايش و تأثر به كار بردهاند. به اين معنى كه چيزى را به نمايش مىگذارند كه واقعيت را نشان دهد.
٢- تمثّل كردن به معنى تصور كردن مثل شىء است.
تمثل به اين معنى عبارت است از حصول صورت شىء در ذهن، يا ادراك مضمون معينى از هر فعل ذهنى، يا تصور چيزى كه مثال و نمودار و نايب و قائم مقام چيز ديگرى است.
فرق تمثّل و تمثيل اين است كه تمثل به معنى تصور است در حالى كه تمثيل به معنى تصوير و تشبيه است. تمثل كردن چيزى به معنى تصور كردن مثال و نمودار آن است.
تمثل كردن مثلث به معنى تصور كردن ماهيت و نوع آن است. تمثيل كردن نيز به معنى تصوير كردن و بازگرداندن صورت شىء است. پس صورت نماينده ظاهر و رمز نماينده معنى است. پس تمثيل و تمثل نزديك به هم و در دو امر مشترك هستند: يكى حضور صورت شىء در ذهن، ديگر قرار گرفتن چيزى در جاى چيز ديگر.
٣- نماينده يا نمودار (تمثيلى) چيزى است كه نايب و قائم مقام چيزى ديگر قرار گيرد. مانند مجلس نمايندگان كه نايب ملت است.
و نيز نمايانگر يا نمودار به صورتى اطلاق مىشود كه در غياب چيزى كه اين صورت نماينده آن است، به ذهن مىآيد. مثلا مىگويند:
تخيّل تمثيلى، كه اين تخيّل در مقابل تخيّل خلّاق قرار دارد.
ادراك تمثيلى در مقام ادراك مستقيم قرار دارد. نظريه افكار تمثيلى در نظر پيروان دكارت عبارت است از قول به اينكه ذهن خود اشياء را درك نمىكند بلكه مثال آنها را درك مىكند. اين نظريه است كه اصالت معنى مطلق اصول خود را از آن بازگرفته است. دكارت گويد:
«چه بسا در ذهن من قوه يا ملكهاى باشد كه بدون كمك خارجى اين افكار را ايجاد كند. بر من آشكار شده است كه اكنون اين افكار بر من حاصل است و من خوابيدهام، بدون كمك اشيائى كه در ذهن من نموده شدهاند. و اگر بپذيرم كه اين افكار ناشى از اين اشياء خارجى است، نمىتوان به اين نتيجه دست يافت كه قطعا اين مفاهيم شبيه آن اشياء است.» (تأملات، تأمل سوم) ٤- و نيز تمثيل به معنى جذب تمام و همشكلى موافقت و مشابهت است. در تعليم و تربيت به معنى جذب معلومات است به نحوى كه در حيات عقلانى معلومات انتظام يابند. در روانشناسى يكى از افعال عقلى است كه درست يا نادرست، تشابه كم و بيشى بين اشياء مختلف برقرار مىكند.
در وظايف الاعضا، عملى است كه توسط آن هضم غذا انجام مىشود و تبديل آن به موادى كه براى جذب بدن موجود زنده مناسب باشد، صورت مىگيرد.
٥- تمثيل در نظر اسپنسر يكى از صور تفصيل و تفريق و تباين است كه از متجانس به نامتجانس و از تشابه به عدم تشابه پيش مىرود. اما در نظر لالاند، تمثيل و تشابه عبارت