فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٥٥ - ع
فرانسه/Univers ,monde
انگليسى/universe ,World
لاتين/Universum ,Mundus
١- عالم به معنى عام عبارت است از تمام آنچه در زمان و مكان موجود است، يا مجموع اجسام طبيعى اعم از زمين و آسمان است. (ابن سينا رساله حدود) يا غير از خدا تمام موجودات است چه حادث چه قديم (تعريفات جرجانى) موجودات عالم بر دو قسم است: روحانى و جسمانى. موجودات روحانى عبارت است از عالم ارواح و عقول، موجودات جسمانى عبارت است از تمام موجودات مادى.
ابن سينا در نجات گفته است: عالم به اين معنى واحد است و تعدد در آن ممكن نيست. لايب نيتس گفته است:
«اگر لفظ عالم را به مجموع اشياء موجود اطلاق كنم، نتيجه اين است كه مايلم از قول به اينكه در زمانها و مكانهاى مختلف چند عالم وجود دارد اجتناب كنم زيرا مجموع اين عوالم اگر موجود شوند لازم است كه يك عالم بيشتر نباشد.» ٢- عالم به معنى خاص به مجموعه موجودات از يك جنس واحد تلقى مىشود. مثل سخن ابن سينا كه گفته است: «به مجموعه موجودات متجانس عالم اطلاق مىشود.
مثل عالم طبيعت، عالم نفس و عالم عقل.» (رساله حدود).
از اين قبيل است وقتى مىگوييم عالم خارجى يا عالم حسى، و آن مجموعه اشيائى است كه مىتوان توسط حواس درك كرد و در مقابل عالم داخلى است كه به معنى مجموعه احوال روانى قابل ادراك توسط شعور است. در زمان ما استعمال اين لفظ عموميت يافته است، بطورى كه بر هر مجموعهاى از اشياء متجانس اطلاق مىشود. مثل اينكه بگوييم جهان ارزشها، جهان ادب، جهان سياست، جهان گفتگو و جهان معقولات. مقصود از جهان گفتگو يا جهان گفتار، تمام معانى يا اجناس و انواعى است كه در تركيب حكم و استدلال دخالت دارد. (رجوع كنيد به مقال) مقصود از عالم معقولات يا عالم عقلى تمام ماهيات و مفاهيمى است كه عقل مىتواند بدان دست يابد.
عالم به معنى خاص مىتواند متعدد باشد. غزالى گويد:
«تعداد عوالم بسيار است بطورى كه جز خدا كسى شمار آنها را نمىداند، چنانكه فرموده است: «لشكريان خدايت را جز او كسى نداند» (و ما يعلم جنود ربك الّا هو) (قرآن، ٧٤، ٣١) و اطلاع او از عوالم به واسطه ادراك است و هر يك از ادراكات آفريده شده است تا توسط آن، انسان به يك عالم از عوالم موجودات اطلاع يابد، مقصود ما از عوالم اجناس موجودات است.» (المنقذ).
٣- قدما بين عالم فرودين (سفلى) و عالم برين (علوى) فرق گذاشتهاند. عالم فرودين يعنى عالم كون و فساد و عالم برين يعنى عالم افلاك و عقول و نفوس و اجرامى كه در آن است. در نظر قدما عالم امر در مقابل عالم خلق قرار دارد.
عالم امر عالم ملكوت و عالم غيب است و در نظر صوفيان عالمى است كه بدون مدت و مادت به وجود آمده مانند عقول و نفوس. عالم خلق عالم ملك و شهادت است و عالمى است كه با ماده آفريده شده است مانند افلاك و عناصر و مواليد سهگانه [يعنى معدن، نبات و حيوان].
بين عالم كبير و صغير نيز فرق گذاشتهاند. عالم كبير را به ما فوق آسمانها يا به آسمان و زمين و آنچه بين آنهاست يعنى كل هستى اطلاق مىكنند. عالم صغير را به آنچه زير آسمان است يا بر زمين يا انسان اطلاق مىكنند. بعضى گفتهاند عالم كبير قلب و عالم صغير نفس است. آنها كه انسان را عالم صغير مىنامند معتقدند كه صورت بدن انسان شبيه صورت عالم كبير است و در وجود او قوائى نهفته است كه داراى افعال متضاد و اعمال مختلف است. مانند قوائى كه عالم كبير از آنها به وجود آمده است. (رسائل اخوان صفا رساله دوازدهم بخش اول).
عالم قدس نزد قدما عالم معانى مقدسه الهى است كه همان عالم اسماء حق و صفات اوست.
٤- عالم در عهد جديد عبارت است از تمام اشياء و افعال متضاد در حيات روحانى مثل سخنى بدين مضمون كه «سپس شيطان او را به سوى كوه بلندى برد و تمام كشورهاى جهان و عظمت آن را به او نشان داد.» (انجيل متىّ بخش چهارم) و اينكه گفته است: «زيرا انسان چه فايدهاى مىبرد اگر تمام جهان ملك او باشد و در نفس خود زيان كار باشد» (انجيل متىّ بخش شانزدهم) و اينكه گفته است: «عالم نمىتواند بر شما كينهتوزى كند ولى بر من كينهتوزى خواهد كرد زيرا من شهادت مىدهم كه او داراى اعمال پست و ناشايست است.» (انجيل يوحناء بخش هفتم).
٥- عالمى منسوب به عالم است. مىگويند وطنهاى عالمى. نظريه جهان وطنى نظر كسانى است كه مىگويند حب انسانيت مقدم بر حب وطن است مانند رواقيان كه خود را پيرو نظريه جهان وطنى مىدانند. (رجوع كنيد به كون).