فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٧٩ - ع
ادراك اين مسائل، علم اطلاق مىشود. علم مترادف معرفت است، جز اينكه با آن يك وجه تمايز دارد و آن اينكه علم مجموعه معارفى است كه متصف به وحدت و تعميم است.
گفتهاند مفهوم علم اخص از مفهوم معرفت است. زيرا معرفت بر دو قسم است. معرفت عاميانه و معرفت علمى. معرفت علمى بالاترين درجه معرفت است و عبارت است از تعقل محض و شناخت كامل. اگر بدانيم كه علم نزد ارسطو عبارت است از ادراك كلى و علم فقط به كليات تعلق مىگيرد، متوجه خواهيم شد كه غايت علم كشف روابط ضرورى بين پديدارهاست و برخلاف معرفت عاميانه، كه مقيد به نتايج علمى است و به نحوى تابع شناخت جزئى است، علم يك غايت نظرى است.
معنى آنچه گفتيم اين است كه شرط علم اين است كه به اندازه كافى متضمن وحدت و تعميم باشد، و چنان باشد كه مردم بتوانند در صدور حكم نسبت به مسائل علم اتحاد نظر داشته باشند، صدور حكم بر اساس ذوق شخصى و علاقه فردى نباشد بلكه مبتنى بر روابط عينى بين مسائل باشد كه به تدريج كشف مىگردد و با روشهاى معين تحقيق و تثبيت مىشود.
هر علمى موضوع و روش خاص خود را دارد كه اين دو آنها را از علوم ديگر متمايز مىكند. اما فيلسوفان علوم را طبقه بندى كردهاند و نوع هر كدام را معين كردهاند تا وجوه تشابه را در موضوعات و روشهاى علوم معين كنند. [اقسام طبقه بندى علوم به شرح زير است:] ١- طبقه بندى ارسطو: قديمترين طبقه بندى علوم، طبقه بندى ارسطو است كه پنداشته است عقل انسان علم را يا براى اطلاع يا براى ابداع و يا براى فايده مىطلبد. به اين جهت وى علوم را بر اساس غايات سهگانه مذكور به شرح زير تقسيم كرده است: علوم نظرى مثل رياضيات و طبيعيات علوم شعرى مثل بلاغت و شعر و جدل و علوم عملى مثل اخلاق و اقتصاد و سياست.
٢- طبقه بندى ابن سينا: ابن سينا گويد علم به دو قسمت عملى و نظرى تقسيم مىشود و هر يك از اين اقسام خود بر سه قسم است. اقسام علوم نظرى عبارت است از:
الهى، رياضى، طبيعى، اقسام علوم عملى عبارت است از:
اخلاق، تدبير منزل، سياست.
٣- طبقه بندى ابن خلدون: ابن خلدون علوم را به دو قسم عقلى و نقلى تقسيم كرده است. علوم عقلى براى فكر انسان از اين جهت كه صاحب تفكر است، امرى طبيعى است و به علوم حكمى موسوم است و خود شامل چهار قسمت است: منطق، الهى، رياضى، طبيعى. علوم نقلى مستند به خبر از واضع شرعى است و شامل تفسير، اخبار و حديث، فقه، احكام، اصول، كلام و امثال آن است. از تقسيم بندىهاى جديد در فلسفه جديد، طبقه بندى بيكن، آمپر و اگوست كنت است.
٤- طبقه بندى بيكن: طبقه بندى بيكن مبتنى است بر قواى عقلى لازم براى كسب علم. قواى عقلى بر سه قسم است: عقل، تخيل، حافظه. عقل اساس علوم فلسفى، تخيل اساس علوم شعرى و حافظه اساس علوم تاريخى است.
٥- طبقه بندى آمپر: طبقه بندى آمپر مبتنى بر موضوعات مورد بحث علوم است. اين موضوعات دو قسم است: جهانى و فكرى موضوع علوم جهانى شناخت ماده است و موضوع علوم فكرى، فكر و آثار آن است. هر يك از اين دو قسم داراى شاخههاى متعدد است.
٦- طبقه بندى اگوست كنت: اگوست كنت علوم را به ٦ قسم تقسيم كرده است كه عبارت است از: ١- رياضى ٢- نجوم ٣- فيزيك ٤- شيمى ٥- زيستشناسى ٦- جامعهشناسى. اگوست كنت در اين تقسيم بندى ضوابطى را در نظر گرفته است. اين ضوابط يا قوانين عبارت است از ١- اصل افزايش پيچيدگى و كاهش تعميم، ٢- اصل رشد پيوستگى يا وابستگى و استقلال نسبى. ٣- اصل رشد تاريخى ٤- اصل تعليم [فارابى هم به نحو خاصى علوم را طبقهبندى كرده است كه نويسنده متذكر آن نشده است.
تقسيم بندى فارابى به شرح زير است:
١- علم زبان ٢- علم منطق ٣- علوم رياضى شامل حساب، هندسه، مناظر، نجوم، موسيقى، اثقال، حيل.
٤- علوم طبيعى شامل اجسام طبيعى و اجسام صناعى (مصنوعى) و علم الهى.
علم الهى شامل سه بخش به شرح زير:
الف- اصول و مبادى موجودات.
ب- بحث از مبادى علوم جزئى.
ج- بحث از موجودات مفارق.
٥- علم مدنى شامل اخلاق و سياست.
علم فقه شامل احكام دينى.
علم كلام شامل بحث از اصول و مبادى فقه.
(احصاء العلوم فارابى)] علوم تطبيقى: اين اصطلاح به علومى اطلاق مىشود كه علوم نظرى را به غايات عملى معينى مىرساند. مثل