فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ١٥١ - أ
متن آمده است، به معنى اقنوم است.
خلاصه، لفظ اقنوم در حكمت قديم به معنى حقيقت وجودى به كار مىرفته است. اما بعضى، اين لفظ را از روى تمسخر به معنى تبديل حقايق وهمى يا حقايق مجرد به حقايق وجودى، به كار بردهاند.
كلمه اقنومى به معنى جوهرى است و در اصطلاح حكماى الهى به معنى اتحاد طبيعت انسانى با طبيعت الهى است، به نحوى كه طبيعت الهى جوهر و حامل طبيعت انسانى باشد.
آكادمى
آكادمى، مدرسهايست كه افلاطون در سال ٣٨٧ قبل از ميلاد، در باغى به نام آكادموس، در حومه آتن، تأسيس كرد و در آن رياضيات و فلسفه تدريس مىكرد و به سر در آن نوشته بود: كسى كه هندسه نمىداند داخل نشود.
دوره كار آكادمى، نسبت به تغييرات و دگرگونىهاى تعليمات آن، به سه بخش تقسيم مىشود:
١- آكادمى قديم شامل دوره افلاطون و اسپوزيپوس و ايكزنوكراتس كه تعليمات افلاطون در آن سلطه دارد.
٢- آكادمى ميانه كه در آن، تعاليم افلاطون اندكى تغيير يافت.
٣- آكادمى جديد كه در آن آرخزيلائوس و كارنئادس نفوذ داشتند و شكاكيت و احتمال، در آن بر يقين غلبه داشته است. آكادمى جديد معروفتر از آكادمى ميانه و قديم است. هر گاه لفظ آكادمى به كار رود و دوره آن معين نباشد، مقصود آكادمى خود افلاطون است.
اكتساب
فارسى/ اكتساب
فرانسه/Acquistion
انگليسى/Acquisition
لاتين/Acquisitio
اكتساب در لغت مترادف كسب است. اكتساب كردن و كسب كردن به معنى طلب كردن، فايده بردن، جمع كردن و تحمّل كردن است. تفاوت كسب و اكتساب در اين است كه كسب به معنى به دست آوردن براى خود و براى ديگران است. بنا بر اين در جمله، اين فعل مىتواند دو مفعول داشته باشد. يعنى مىتوان گفت: فلان چيزى را براى بهمان به دست آورد. اما اكتساب فقط براى خود انسان است. پس هر اكتسابى كسب است اما كسب غير از اكتساب است.
اكتساب و كسب از جهت ديگرى نيز با هم متفاوتاند: در اين مورد گفتهاند اكتساب مستلزم كوشش و توجه و دقت است، اما كسب با كمترين مقدار توجه به دست مىآيد. به همين جهت شر اختصاص به اكتساب و خير اختصاص به كسب دارد.
تحصيل مجهول از معلوم را نيز كسب گويند. چنانكه ابن سينا گويد: «در شأن نفس است كه از طريق كسب مجهول از معلوم و استكمال بالفعل ماهيت كمال را درك كند.» (نجات) در مورد امكان كسب، بدون دقت و نظر، بين صاحبنظران اختلاف است. كسى كه كسب بدون نظر را جايز مىداند، كسبى را اعم از نظرى مىداند. اما كسى كه اكتساب بدون نظر را جايز نمىداند، كسبى و نظرى را ملازم يكديگر مىداند.
اكتسابى [صفت] علمى است كه از طريق كسب تحصيل مىشود. اين اكتساب عبارت است از كاربرد اسباب و وسيلهها، از روى اختيار، مانند استعمال عقل و نظر در انواع استدلال و شنيدن و امثال آن در امور حسى. پس اكتسابى اعم از استدلالى است. زيرا استدلالى معرفتى است كه با نظر كردن در دليل به دست مىآيد. بنا بر اين هر نوع معرفت استدلالى، معرفت كسبى است اما معرفت كسبى استدلال نيست.
ضرورى، اگر دال بر چيزى باشد كه تحصيل آن براى مخلوقات ممكن نباشد، در مقابل اكتسابى است، اما اگر دال بر چيزى باشد كه بدون نياز به فكر و نظر كردن در دليل، به دست آيد، در مقابل استدلالى است. به اين مناسبت، علمى را كه توسط حواس به دست آيد، بعضى از صاحبنظران، علم اكتسابى، يا علمى كه با استعمال اختيارى اسباب و وسايل به دست آيد، ناميدهاند، و بعضى ديگر، علم ضرورى، يا علمى كه بىنياز از استدلال به دست آيد، ناميدهاند.
فرق است بين كسب و خلق. در اين مورد گفتهاند:
كسب ويژه انسان و خلق ويژه خداوند است، البته اين در موردى است كه خلق به معنى ايجاد باشد. پس افعال منسوب