فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٩٤ - م
به طول شعاع دلخواه رسم كرد. حتى اين اصل كه: دو خط مستقيمى كه خط مستقيمى بر آنها فرود آيد و مجموع دو زاويهاى كه در يك طرف قرار دارند از دو قائمه كوچكتر باشند، اين دو خط از طرف همين زوايا يكديگر را قطع خواهند كرد. اوضاعى را كه متعلم بدون اينكه نسبت به آنها عناد ورزد، مىپذيرد، بطور كلى اصول موضوعه گويند و آنچه را از روى مسامحه بپذيرد، و در دلش نسبت به آنها عناد داشته باشد مصادره گويند.» (نجات).
بنا بر اين مصادرات قضاياى بديهى نيستند بلكه اصولى است كه وضع شده است تا حقايقى كه مبتنى بر آنهاست، استنباط شود. عقل به ناچار اين اصول را مسلّم مىگيرد زيرا از اصول ديگرى آگاه نيست.
پس اينها قضايائى است كه خودبخود بديهى نيست، اما با وجود اينكه محتاج اثبات هستند، نمىتوان آنها را اثبات كرد. اين قضايا در مقايسه با مقدمات برهان بر دو قسم است:
اول آنها كه بدون الزام تناقض، مىتوان آنها را نفى كرد، دوم آنها كه ضرورة با سهلانگارى پذيرفته مىشود و بر آنها برهان اقامه نمىشود.
مصادرات هندسه اقليدسى بر دو نوع است: مصادرات صريح و مصادرات مضمر. مصادرات صريح خود بر سه قسم است: اول اينكه بين دو نقطه مفروض فقط يك خط مستقيم مىتوان رسم كرد. دوم خط مستقيم كوتاهترين خط بين دو نقطه است. سوم از نقطهاى خارج از خط مستقيم فقط يك خط مىتوان به موازات آن رسم كرد. مصادرات مضمر بسيار است كه به عنوان مثال دو مورد آن را ذكر مىكنيم: ١- مصادره ابعاد سهگانه يعنى طول و عرض و عمق. ٢- مصادره تجانس يعنى اينكه مكان در تمام جهات خود داراى اجزاء متجانس است.
مصادرات علم مكانيك نيز دو نوع مصرّح و مضمر است:
مصادرات صريح عبارت است از اصول سهگانه ديناميك يعنى اصل مناسبت تغيير حركت با نيروى وارد بر آن و اصل استقلال حركات و اصل برابرى كنش و واكنش. مصادرات مضمر مثل اصل بقاى جرم و اصل قبول زمان براى سنجش كه مقتضى تجانس اجزاء زمان است. اصطلاح مصادرات وجود عبارت است از قول به اينكه: چيزى كه منطبق با يكى از تعريفات يا داراى بعضى شرايط لازم باشد، داراى وجود منطقى يا رياضى است. مصادرات فكر تجربى در اصطلاح كانت عبارت است از قضاياى پيشينى مربوط به مقوله جهت كه بر سه قسم است به شرح زير:
١- هر چه مطابق شرايط آزمون صورى باشد، ممكن است.
٢- هر چه مطابق شرايط آزمون مادى باشد، واقعى و حقيقى است.
٣- هر چه ارتباط آن با واقعيت، مطابق شرايط عام تجربه محدود باشد، ضرورى است.
از اصطلاحات ديگر كانت، اصطلاح مصادرات عقل عملى است كه آن را بر آزادى، بقاى نفس و وجود خداوند اطلاق كرده است.
اين اصول سهگانه براى اخلاق ضرورى است، گر چه عقل نظرى قادر نيست بر آنها برهان اقامه كند. لفظ مصادرات مترادف اوضاع و مسلّمات است، و نيز مىتوان آن را موضوعات يا اصول موضوعه ناميد. (رجوع كنيد به مسلمات).
مصادرة على المطلوب
فارسى/ مصادره به مطلوب
فرانسه/Petition de Principe
انگليسى/Petitio Principii
لاتين/Petitio Principii
مصادره به مطلوب از سفسطههايى است كه مطلوب [آنچه بايد اثبات شود] را جزئى از مقدمات برهانى قرار مىدهد كه هدف از آن اثبات همان مطلوب است. ابن سينا گويد: «مصادره به مطلوب اين است كه خود مطلوب را مقدمه برهانى قرار دهيم كه هدف آن اثبات اين مطلوب است. چنانكه مىگويد:
هر انسانى بشر است.
هر بشرى خندهناك است.
پس هر انسانى خندهناك است.» (نجات) در اين قياس، كبرا و نتيجه يك چيز است اما اسم (انسان و بشر) با نيرنگ عوض شده است تا ظاهر اين دو قضيه را مغاير يكديگر نشان دهد. در حالى كه اين دو لفظ در واقع مترادفاند. يعنى قضيه هر انسانى بشر است با قضيه هر انسانى انسان است يكى است.
گفتهاند كه مصادره به مطلوب چهار نوع است: اول اينكه مدعا عين دليل باشد، دوم اينكه مدعا جزء دليل باشد، سوم