فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٩٠ - س
عقايد پنهان از نظر عوام مردم، كه كسى نمىتوانست بر آنها آگاهى يابد مگر اينكه از طبقه مبتديان به طبقه عقلا ارتقا يابد.
در كلام مسيحى، راز عبارت است از وحى يعنى چيزى كه بايد بدان ايمان آورد بدون درك عقلانى آن، مثل راز تثليث، راز تجسّد [يعنى حلول خداوند در فردى از نوع انسان] راز گناه اوليه و امثال آن. و نيز به علامت يا نشانهاى كه براى تقديس ساخته مىشود و دال بر خير و نعمتى است كه انتظار مىرود توسط اين علامت به دست آيد، اطلاق مىگردد.
در اصطلاح فلسفه سر عبارت است از چيز پنهانى كه عقل نمىتواند حقيقت آن را دريابد. مانند راز حيات، راز شناخت، راز حافظه و ... به دل نيز راز مىگويند زيرا دل محل راز است. مثلا گفته مىشود: راز دلم آشكار شد.
و فلان سرّ در دل من است. فرق سر و روح و قلب اين است كه سر محل شهادت، روح محل محبت و قلب محل معرفت است. و نيز سر به معنى حقيقتى است كه چيزى به عنوان نشانه بر آن دلالت كند. پاسكال گويد: در پشت هر چيزى سرى است، و اشياء پردههائى هستند كه حقيقت خداوند را مىپوشانند.
و نيز سر به مساله مشكلى كه نتوان آن را حل كرد، اطلاق مىشود. در نظر گابريل مارسل، فرق راز و مساله مشكل اين است كه انديشيدن در مورد راز موجب تعهد و التزام است در حالى كه احاطه داشتن بر مسأله مشكل موجب التزام نيست.
(هوس) السرقة
فارسى/ ميل دزدى
فرانسه/Cleptomanie
انگليسى/Kleptomania
دزدى عبارت است از گرفتن مال ديگران بطور پنهانى بقصد استفاده كردن از آن. اما ميل دزدى عبارت است از جنون دزدى داشتن يعنى يك تمايل بيمار گونهاى به مال ديگران، بدون قصد استفاده كردن از آن.
سرمدى
فارسى/ جاويدان
فرانسه/Eternel
انگليسى/Eternal
لاتين/Aeternalis
سرمد در لغت به معنى هميشگى است يعنى چيزى كه وجود آن منقطع نمىشود. در قرآن كريم آمده است: «بگو آيا ديديد كه خداوند روز را تا قيامت براى شما سرمد قرار داد؟» (قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهارَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ) سرمدى منسوب به سرمد است، و آن چيزى است كه داراى اول و آخر نيست اما دو طرف دارد: يكى دوام وجود در گذشته كه آن را ازل مىنامند، ديگر دوام وجود در آينده كه آن را ابد مىنامند.
يكى از صاحبنظران بين زمان و دهر و سرمد فرق گذاشته است. وى در اين مورد گفته است: نسبت متغير به متغير زمان است، نسبت متغير به ثابت دهر است، و نسبت ثابت به ثابت سرمد است سرمد به اين معنى مترادف ابد بدون زمان است، كه عبارت است از مطلق يا شىء بىنهايت.
(رجوع كنيد به ابد).
سرور
فارسى/ شادى
فرانسه/Joie
انگليسى/Joy
لاتين/Gaudium
سرور عبارت است از شادى و نشاط يعنى حالتى ملايم نفس كه تمام آن را فرا مىگيرد. فرق سرور و لذت اين است كه سرور لذتى نفسانى است يا حالتى ادراكى است كه هنگام كسب نفع يا دفع ضرر، گستردگى آن، تمام نفس را فرا مىگيرد. در حالى كه لذت يك حالت مفرد محدود است.
دليل اين امر سخن برگسون است در كتاب دادههاى بىواسطه ادراك، كه گفته است: سرور حالت نفسانى جدا از حالات ديگر نيست زيرا وقتى آغاز مىشود بخش معينى از نفس را فرا مىگيرد و وقتى شدت يافت تمام جوانب ادراك را