فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٩٩ - ح
يونانى/Aphasia
كند زبانى به معنى سختى در سخن گفتن يا سنگينى در زبان است كه مانع اداى مقصود مىشود. در نظر شكاكان يونان، به معنى خوددارى از هر گونه حكمى است و نزد روانشناسان جديد به معنى عدم قدرت سخن گفتن است، خواه به نحو جزئى و خواه به نحو كلى. در زبان انگليسى معنى اين لفظ، عدم توانائى در سخن گفتن و نوشتن، يا سختى فهم الفاظ و خواندن و به كار بردن آنهاست. اما در زبان عربى فقط به معنى سختى در سخن گفتن است.
روانشناسان كند زبانى را به دو قسمت تقسيم مىكنند: كند زبانى حركتى و كند زبانى حسى. و فقدان قدرت فهم كلام را گنگ بيانى مىنامند و سختى در خواندن (متن) را كور بيانى گويند. از انواع كند زبانى، يكى هم كند زبانى لهجهايست كه عبارت است از تو دماغى حرف زدن، ديگر كند زبانى بينائى است كه عبارت است از عدم توانائى ناميدن اشياء محسوس به نام خود آنها و كند زبانى بساويدنى است كه عبارت است از عدم توانائى ناميدن اشياء ملموس به نام خود آنها.
حتميت
فارسى/ جبر علمى
فرانسه/Determinisme
انگليسى/Determinism
حتم به معنى حكم و قضاوت است. خدا به چيزى حتم كرد، يعنى به آن حكم كرد و نيز حتم به معنى محكم كردن و ايجاب كردن است. پس حتم به معنى قضا و ايجاب است. (ابن سيده) يا به معنى چيز لازم و واجبى است. كه بايد انجام شود. در قرآن آمده است: «بود بر خدايت قضاى حتمى» (كان على ربك حتما مقضيا). حتمى منسوب به حتم است و حتميت مشتق از آن است.
اين لفظ يك اصطلاح فلسفى جديد است كه به معانى زير به كار مىرود:
١- حتميت به معنى امر مشخص عبارت است از قول به اينكه هر يك از پديدارهاى طبيعى مشروط به شرايطى است كه حدوث آن پديده را اضطرارا ايجاب مىكند، و يا اينكه مجموعه اين شرايط براى يكى از پديدارهاى طبيعى ضرورى است، و يا به معنى قول به وجود پيوندهاى ضرورى و ثابت در طبيعت است كه ايجاب مىكند هر يك از پديدارها مشروط و مقيد به پديدار ديگرى است كه پيش از آن و يا همزمان آن است. معنى اين سخن اين است كه قول به حتميت براى تعميم نتايج استقرا امرى ضرورى است. زيرا اگر معتقد نباشيم كه پديدارهاى طبيعى بر طبق يك نظام كلى ابدى در جريان است، نمىتوانيم نتايج استقراء را تعميم دهيم و نمىتوانيم احكامى را كه در مورد امور زمان حال صادر مىكنيم به زمانهاى آينده تعميم دهيم، بطورى كه كلود برنارد در كتاب مدخل طب تجربى گفته است:
اصل حتميت، همان طور كه در فيزيك و شيمى امرى ضرورى است در زيستشناسى هم امرى ضرورى است. و نيز گفته است: اگر پزشك كاردان حتميت بيمارى (يعنى علل قريب آن) را بشناسد، مىتواند در معالجه آن بيمارى بطور پى در پى، موثر واقع شود.
٢- حتميت به معنى مجرد عبارت است از اينكه حوادث داراى نظام معقولى باشد كه در آن، عناصر به نحوى ترتيب يابد كه هر يك از آنها متعلق به ديگرى باشد به نحوى كه وقتى ارتباط هر عنصرى با عناصر ديگر معلوم شد، مىتوان از وقوع آن آگاه شد يا آن را ايجاد كرد و يا از ايجاد آن ممانعت كرد. (لالاند) كلود برنارد گويد: بررسى تجربى، هر چيزى را در معرض شك قرار مىدهد مگر جبر علمى را كه در صحت آن هيچ ترديد نمىتوان داشت. زيرا در آن به هيچ وجه مجال شك نيست. پانلفه گويد: اگر شرايط در دو زمان با مكان مختلف تحقق يابد، پديدارها نيز دوباره در زمان و مكان تازه، روى خواهد داد. اين بدان معنى است كه حتميت طبيعى، چيزى غير از حتميت هندسى يا حتميت مكانيكى نيست.
زيرا اين دو علم (هندسه و مكانيك) زمان و مكان را از لواحق حسى و تغييرات جزئى مجرد مىكنند و به احكام كلى و قضاياى عقلى عام مىرسند. حال اگر علوم طبيعى، در اين تجريد عقلى، تابع علوم رياضى باشد، نتيجه اين است كه معقوليت رياضى و معقوليت طبيعى، شىء واحد است.
٣- حتميت فلسفى به اين معنى است كه تمام حوادث جهان، مخصوصا افعال انسان با يكديگر ارتباط محكم دارند.
پس اگر اشياء در زمان معينى داراى حالت مخصوصى باشند، در زمانهاى سابق يا لاحق بر اين زمان، حالت اشياء چنان است كه با حالت مذكور سازگار و ملايم است.
معتقدان اين مذهب مىگويند: جهان داراى يك نظام كلى ابدى است كه چيزى نمىتواند در زمان و مكان خارج از آن