فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٧١ - ر
رجوع
فارسى/ بازگشت
فرانسه/Retour
انگليسى/Return
رجوع عبارت است از بازگشت به مكان يا صفت يا حالتى كه شىء در آن بوده است. مثل بازگشت به مكان يا بازگشت به فقر يا توانگرى يا بازگشت به صحت يا مرض و احوالى از اين قبيل. اما رجعت به معنى بازگشت از مرگ به زندگى است. رجعى منسوب به رجعت است و در نظر متجددان به معنى كسى است كه تابع اسلاف خويش است و پابپاى زمان پيش نمىرود. از مشتقات آن، ارتجاعى (رجعيت) است به معنى پيروى از گذشتگان در افكار و عادات و پرهيز از هم آهنگى با تحولات و دگرگونىهاست.
(رجوع كنيد به رد الفعل).
رجوع ابدى يا دور ابدى يك نظريه رواقى است و خلاصه آن اين است كه اشياء بعد از گذشت هزاران سال به حال اول خود بازمىگردند. اين نظريه در تاريخ تفكر اشكال گوناگون داشته است: ١- شكل دينى مانند قول بعضى از اديان به رجعت يا رجوع به حيات بعد از مرگ.
٢- شكل فلسفى آن مانند نظر هراكليتوس و رواقيان.
٣- شكل شعرى آن مانند آراء هاينهHeine (
داستايفسكى و گويا (Guyau( و نيچه. ٤- شكل علمى آن مانند نظريات بلانكى (Blanqui( و ناجلى (Naegeli(
و لوبن (Lebon( و بكرل (Becquerel(.
بعضى از نويسندگان معاصر براى رجوع ابدى، يك معنى اخلاقى قائلاند. زيرا مىگويند:
چون هر لحظه از زندگى به آنچه بوده است بازمىگردد، نتيجه اينكه زندگى امرى ابدى است. پس زمان حاضر به گذشته بازمىگردد و آينده به زمان حال بازمىگردد و اين رجوع پى در پى را حد و نهايتى نيست.
رجوع تاريخى نظريه فيكو فيلسوف ايتاليائى است. وى معتقد است كه تاريخ بازگشت به خود مىكند و احوال موجود در حال حاضر چيزى نيست جز بازگشت به احوال گذشته، احوال آينده نيز عبارت است از بازگشت به زمان حال و همچنين ساير احوال.
بازگشت به گذشته عبارت است از نظر كردن در آنچه از دست رفته است، يا رفتن از زمان حاضر به گذشته، نه فقط به منظور اينكه حال حاضر را معلول گذشته بدانيم بلكه براى شناخت زمان گذشته با استناد به حال حاضر.
بازگشت به عقب در مقابل پيشرفت به جلو است و در منطق به حركت فكر از نتيجه به مقدمات و از معلولها به علتها و از مركب به بسيط اطلاق مىگردد و مترادف تحليل است. اين اصطلاح در زيستشناسى و روانشناسى، به دگرگونى رجوعى موجودات زنده، يعنى حركتى كه ضد تطور و تحول است، اطلاق مىشود. مثل بازگشت موجود زنده به صورت اجداد خود يا بازگشت يكى از اعضاى بدن يا يكى از وظايف عضوى بدن يا حالتى از حالات روانى، به حالت بسيط ابتدائى خود. اين حالت در مورد جوامع نيز صادق است. يعنى حركت جامعه يا ارتجاعى است يا پيشرفت و تقدم است. قانون رجوع در روانشناسى عبارت است از فرار محفوظات به ترتيبى مقابل ترتيب اكتساب آنها، به اين ترتيب كه هر چه محفوظات، قديمتر باشند رسوخ آنها در نفس بيشتر است و به موجب كثرت تكرار، از دست رفتن و فراموش شدن آنها مشكلتر. به اين جهت است كه انسان (لغات) زبانهاى بيگانه را زودتر از زبان مادرى خود فراموش مىكند و اسم خاص را پيش از اسمهاى عام، و اسم عام را پيش از افعال از ياد مىبرد. (رجوع كنيد به ريبو بيمارىهاى حافظه) رجعى عبارت است از كسى كه در مكان رو به عقب مىرود (مثل رو به عقب راه رفتن) يا در زمان رو به عقب رفتن (مثل از دست دادن حافظه مربوط به گذشته).
رجعى (ارتجاعى) به معنى ناپسند آن، مذهب كسى است كه بخواهد جامعه را به حالت سابق و پيشين كه پستتر از حال موجود آن باشد، بازگرداند. مثلا مىگويند مرد ارتجاعى، فكر ارتجاعى، قانون ارتجاعى، اگوست كنت گفته است كار حوزه ارتجاعى اين است كه به احياى [سنت] قديم، از طريق تطبيق آن با اصولى كه موجب زوال آن سنت شده است، بپردازد.
رحمت و رأفت
فارسى/ نرم دلى
فرانسه/Pitie
انگليسى/Pity
لاتين/Pietas