فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٧٣ - ر
گوشت داشته است. (آزمايشهاى پاولوف) ٣- زمان واكنش عبارت است از فاصله زمانى بين زمان آگاهى و زمان جواب دادن.
٤- بخشى از روانشناسى كه به تحقيق در امر واكنش مىپردازد به روانشناسى واكنشى معروف است. كار اين بخش از روانشناسى، تحقيق در رفتار موجودات زنده و تبيين كيفيت واكنش آنها در مقابل عوامل خارجى است، با صرف نظر از آنچه موجود زنده در باطن خود احساس مىكند، اين علم را علم رفتار نيز مىنامند.
٥- اصطلاح واكنش به نتيجه فعل كه منجر به تغيير خود فاعل مىشود نيز اطلاق مىگردد، و نيز در جامعهشناسى و روانشناسى اين اصطلاح به تمايل فاعل به تبديل آنچه فعل در نفس خود او ايجاد كرده است، اطلاق مىگردد و اين به موجب آگاهى او به اين است كه در اين فعل از حد اعتدال گذشته است. در اين واكنش، چنانكه پيداست، نوعى رجوع به عقب وجود دارد. به همين جهت است كه كسى كه تابع گذشتگان باشد و عادات آنان را حفظ كند، و هم آهنگ با زمان پيش نرود، ارتجاعى يا محافظه كار خوانده مىشود.
٦- اصل برابرى كنش و واكنش يكى از اصول علم مكانيك است. (رجوع كنيد به رجعى، منعكس).
رذيلت
فارسى/ پستى
فرانسه/Vice
انگليسى/Vice
لاتين/Vitium
رذيلت ضد فضيلت و روال و كيفيت فعل شر است. اگر فضيلت، چنانكه ارسطو گفت است، در اعتدال باشد، رذيلت در تجاوز از حد اعتدال و متابعت از هوى و مخالفت با عقل است. چنانكه اكتساب سعادت به اتباع فضايل است، پيروى از رذايل موجب شقاوت است. خداوند فضيلت را دوست دارد و از رذيلت اكراه دارد. دو سال گويد: علت بدبختى ما اين است كه ترس ما از رذايل بيش از علاقه ما به فضايل است. لابروير گويد:
رذايل از فساد دل برمىخيزد و عيبها از خلل در مزاج به وجود مىآيد. ژان كليفت گويد: نسبت رذيلت به گناه، مثل نسبت هوى به غضب است.
رسم
فارسى/ رسم
فرانسه/Description
انگليسى/Description
لاتين/Descriptio
رسم در اصطلاح منطقيان در مقابل حد است و به دو قسمت تام و ناقص تقسيم مىشود. رسم تام مركب از جنس قريب و خاصه است. مثل تعريف انسان به حيوان خندهناك. رسم ناقص يا فقط از خاصه تشكيل مىشود يا از تركيب خاصه و جنس بعيد. مثل تعريف انسان به خندهناك يا به جسم خندهناك و يا عبارت است از تعريف شىء به امور عارضى مخصوص به يك حقيقت واحد. مثل اينكه در تعريف انسان بگوييم. رونده بر روى دو پا، ناخن پهن داراى پوست بىپشم، راست قامت طبعا خندهناك.
(تعريفات جرجانى).
در اصطلاح اصوليان رسم اخص از حد است زيرا قسمى از آن است.
نزد صوفيان رسم عبارت است از عادت يا خلق و صفات آن زيرا رسوم عبارت از آثاراند و هر چه جز خداست آثار ناشى از افعال اوست.
فيلسوفان پوررويال معتقداند تعريف اشياء بر دو قسم است: اول- حد مركب از جنس قريب و فصل. دوم- رسم مركب از خصوصياتى كه اختصاص به شىء دارد و آن را از اشياء مشابه متمايز مىكند. حد از رسم دقيقتر است.
(رجوع كنيد به حد)
رسم البيانى (طريقه)
فارسى/ روش ترسيمى (تكرار)
فرانسه/Methode graphique
انگليسى/Graphic method
روش ترسيمى، روشى علمى است كه متكى است بر نشان دادن روابط و علاقههاى مجرد از طريق اشكال هندسى. به نحوى كه مىتوان روابط مجرد را بطور حسى و واضح نشان داد. مثل نشان دادن رابطه بين دو متغير يا دو