فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٧٥ - ر
است كه عبارت است از:
١- ترتيب تمايلات ٢- تمايز بين ادراككننده و ادراك شده.
٣- آگاهى به مفيد بودن فعل و نتيجه بخش بودن آن.
٤- انديشيدن در وسايل مادى كه تحقق غايات را فراهم كند.
هيچ يك از اين شرايط در رغبت وجود ندارد. پس رغبت حد وسط بين كشش (نزوع) و اراده است. رنان گويد:
«رغبت عبارت است از بزرگترين محرك الهى براى فاعليت انسان.» هر رغبت توهم است. اما ما بطلان آن را در نمىيابيم مگر وقتى كه اشباع شد. لاول گويد: از خواص رغبت اين است كه در مورد خلق و خوى آينده عمل مىكند نه اينكه فقط متوجه و متمايل به آن باشد. ريكور گويد: لذت خيالى رغبت ناميده مىشود. رانسون گويد: اتصاف رغبت به اينكه امرى است خودبخودى و طبيعى، جوهر فعل و منبع آن و اولين اصل آن است.
هر چه از انسان سر زند، از رغبتهاى او به وجود مىآيد، بطورى كه گفتهاند انسان به رغبتها زنده است.
رفض
فارسى/ واگذارى
فرانسه/Nolonte
انگليسى/Nolotion
لاتين/Noluntas
رفض در لغت به معنى ترك كردن چيزى و دورى كردن از آن است. ابن سينا گويد: «شناخت از تفريق و نقض و ترك و رفض آغاز مىشود.» (اشارات).
رفض از اصطلاحات حكمت قديم (مدرسى) است كه اخيرا آن را به معنى مقاومت اراده در مقابل موانع معين يا به معنى ترك تصديق به چيزى به كار مىبرند و يا به معنى تأييد چيزى و گردن نهادن به آن اطلاق مىگردد. رفض به اين معنى مستلزم اين است كه دارنده آن متصف به قوت اراده، نه ضعف و فقدان آن، باشد. اگر كسى در ترك و واگذارى چيزى «نه» بگويد، اين بيشتر دال بر قوت اراده است تا اينكه «بله» بگويد. مشروط به آنكه اين واگذارى ناشى از انگيزههاى غريزى كوركورانه نباشد.
رقابت
فارسى/ نگهبانى
فرانسه/Controle
انگليسى/Control
رقابت به معنى ملاحظه، حراست و نگهدارى است.
رقابت نجم يعنى رصد كردن ستاره. متجددان رقابت را به معنى مراقبت (نگهدارى) به كار بردهاند كه عبارت است از اجراى كارى، چنانكه بايد. و نيز رقابت به كار كسى كه كتابها را پيش از چاپ حفظ مىكند، اطلاق مىگردد. و نيز به معنى دخالت دولت در نرخ ارز به كار مىرود و به نگهدارى ارز موسوم است. در روانكاوى، اصطلاح رقابت به تأثير مرحله عالى «من» (متفكر) در ممانعت از بازگشت تصورات و عواطف سركوفته به سطح شعور، اطلاق مىگردد.
رقم
فارسى/ علامت
فرانسه/Chiffre
انگليسى/Cipher
رقم در اصل به معنى نوشتن، نقش زدن، علامت، مهر زدن، برچسبى كه به لباس و امثال آن مىزنند، و در علم حساب به معنى نشانهايست كه نمودار (شكل) يك عدد است.
ارقام عربى عبارت است از ١، ٢، ٣ ... الخ.
ارقام هندى (و فارسى) عبارت است از: ١، ٢، ٣ ... الخ. لفظ شيفر (Chiffre( در زبان فرانسه مأخوذ از صفر عربى است. نزد بعضى از فيلسوفان، رقم به معنى رمزى است كه بعضى از تصورات و تأويلات آنها، توسط آن بيان مىشود. بنا بر اين هر چيزى رقم است، يعنى علامتى است كه رمز و نشانه موجودات الهى يا جهانى است.
رقم قياسى (ركورد) رقمى است كه توسط آن شركتكنندگان در مسابقات ورزشى از ديگران پيشى مىگيرند.
مثلا مىگويند در ورزش پرش ركورد عالى به جا گذاشت.
در علم اقتصاد، ارقام قياسى (نرخ)، ارقامى است كه شدت تغييراتى كه بر پديدارهاى اقتصادى وارد مىشود، توسط آن سنجيده مىشود. اين تغييرات عبارت است از تغيير