فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٠٢ - س
انگليسى/Politics
نانى/Politike
سياست عبارت است از تنظيم امور دولت و تدبير شؤون آن.
سياست يا شرعى است و يا مدنى. اگر سياست شرعى باشد احكام آن ناشى از دين است. و اگر سياست مدنى باشد، بخشى از حكمت عملى است كه عبارت است از حكمت سياسى يا علم سياست. موضوع علم سياست در نظر فيلسوفان قديم عبارت است از بحث در انواع دولت و حكومت و رابطه آنها با يكديگر. بحث از مراتب [قوانين] مدنى و احكام آنها و مراتب مختلف اجتماعات انسانى و نحوه بقاء حيات آنها و علت زوال آنها و چگونگى حفظ حقوق مردم و آبادانى شهرها و امثال آن، مربوط به علم سياست است. كتاب سياست تأليف ارسطو، و كتاب لوياتان هابس و روح القوانين منتسكيو و كتب ديگر در اين زمينه مشتمل بر بعضى از مباحث اين علم است.
فرق سياست نظرى و سياست عملى اين است كه سياست نظرى به تحقيق در پديدارهاى سياسى متعلق به امور دولتها و حكومتها مىپردازد؛ و اين پديدارها غير از پديدارهاى اقتصادى، ادارى، قضائى و فرهنگى است، در حالى كه سياست عملى به روشهاى اجراى احكام و قوانين دولتى به منظور رعايت مصالح مردم و تدبير امور آنان، توجه دارد.
به بررسى احوال خويش و بررسى دخل و خرج و رسيدگى به كار خانواده و فرزندان و اطرافيان و نيز به اداره كردن امور رعايا توسط والى نيز سياست اطلاق مىشود.
(ابن سينا).
و نيز به هر عملى كه مبنى بر نقشههاى قبلى باشد سياست گويند. مثل سياست ترقى اقتصادى، سياست ترقى اجتماعى، سياست تعليم و تربيت و امثال آن.
سياسى منسوب به سياست است. مثلا مىگويند اين امر سياسى است كه مقصود از امر سياسى، چيزى است كه مشترك بين اتباع يك كشور تحت يك حكومت باشد. از اين موارد است اقتصاد سياسى، حقوق سياسى و قدرت سياسى.
اگر لفظ سياسى به كسى اطلاق شود كه عهدهدار امور حكومت در دولت است، دال بر دو نوع افراد خاصى است:
يكى دولت مرد و آن كسى است كه احكام را بر اساس عدل و درستى اجرا مىكند. دوم حاكم ماهرى كه از موقعيتهاى محيط به منظور تحقق اهداف سياسى استفاده مىكند.
سياق
فارسى/ زمينه
فرانسه/Contexte
انگليسى/Context
سياق كلام به معنى اسلوب و كيفيت جريان آن است.
مىگويند اين عبارت در سياق كلام آمده است. يعنى با خلاصه مطلب سازگار است. مقيّد بودن به سياق كلام در تفسير و تأويل نوشتهها، از جهت روش كار داراى فايده است. زيرا معنى عبارات نسبت به مجراى كلام، متفاوت است. بنا بر اين اگر بخواهيم عبارتى را در يك متن تفسير كنيم، بايد موقعيت سياق آن متن را در آن تفسير رعايت كنيم.
مقصود از سياق يا روند حوادث، چگونگى جريان آن و ارتباط و اتّصال اجزاء آن با يكديگر است. اگر حادثهاى هماهنگ با موقعيتهاى محيط خود واقع شود، در سياق و روند خود واقع شده است. اما اگر برخلاف موقعيت محيط خود واقع شود، علت آن اختلاف جاى بحث خواهد بود. در اين مورد مثلا گفته مىشود: روند بيمارى، روند پديدارهاى اجتماعى و نفسانى.
سيّال
فارسى/ روان
فرانسه/Diffluent
سيلان عبارت است از جريان يافتن اجزاء شىء؛ خواه اين اجزاء در حقيقت از هم جدا و ظاهرا به هم پيوسته باشد و خواه در حقيقت امر نيز به هم پيوسته باشند. (تهانوى).
تخيل سيال در اصطلاح ريبو تخيلى است كه در آن، تصورات مبهم و پيچيده، يكديگر را رفع مىكنند. چنين تخيلى در اغلب اوقات ناشى از تجريدات عاطفى است و با بافت و تركيبى است كه تار آن عاطفه و پود آن حس است.
چنانكه در تخيل هنرى با وجود تنوعى كه در آن مشاهده مىشود، اين حالت موجود است.