فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٤٥ - ب- معنى خاص
پديدارهاى روانى نفس در حالت سلامت، چندان متفاوت نيست. اما ناتوانى بيمار از تركيب و جمعآورى حالات خود، مانع از آن مىشود كه حالات روانى با هم متحد شوند و يك شخصيت واحد به وجود آورند.
تفكير
فارسى/ انديشيدن
فرانسه/Penser
انگليسى/Tothink
لاتين/Cogitare
انديشيدن به معنى اعمال عقل در كارهاست و نيز به معنى ترتيب و تنظيم معلومات است براى رسيدن به مجهول، و نيز به معنى انديشيدن در مورد مشكلى به منظور حل آن است.
در نظر بيشتر فيلسوفان انديشيدن يك روند عقلى است كه شامل اعمالى از قبيل تصور، تخيل، تذكر، صبر و تأمل مىگردد، و به هر نوع فعاليت ذهنى اطلاق مىگردد. از اين قبيل است سخن دكارت كه گفته است: مىانديشدم، پس هستم. (رجوع كنيد به فكر). انزواى روحى (Autisme(
اصطلاحى است كه بلولر آن را به معنى حالتى كه شخص بيمار گونه در خود فرو مىرود، به كار برده است. به موجب اين بيمارى، شخص ارتباط خود را با خارج قطع مىكند و فقط با خيالات و رؤياهاى خود مشغول است.
حالت اين اشخاص مانند نشخواركنندهايست كه غذائى را براى بار دوم در دهان خود مىجود. انزواى روحى مترادف خود مركزى (egocentrism( و درونگرائى (Introversion( است. (رجوع كنيد به اين دو لفظ).
تفلسف كاذب
فارسى/ فلسفهپردازى
فرانسه/Philodoxie
انگليسى/Philodoxy
فلسفهپردازى اصطلاحى است كه كانت بكار برده است.
مفهوم آن عبارت است از ميل به طرح مباحث و مسائل فلسفى، بدون قصد وصول به حلّ علمى و مورد قبول آنها. چنين كارى در شأن دانشمندان نيست، زيرا قصد آنان شناخت حقيقت است نه طرح مشكلات بدون توجه به راه حل آن.
تفنيد
فارسى/ ردّ و ابطال
فرانسه/Refutation
انگليسى/Refutation
لاتين/Refutatio
تفنيد به معنى رد كردن، باطل كردن و ساقط كردن چيزى است. بنا بر اين معنى آن، كنارگذاشتن عقيدهايست نه فقط اعتراض كردن در مقابل آن. زيرا موقعيّت اعتراضكننده، موقعيّت كسى است كه با طرح مشكلات و سختىها، چيزى را مطالبه مىكند، اما موقعيت ردكننده موقعيت كسى است كه ادعاى انكار دارد و وجوب ابطال عقيدهاى را اثبات مىكند. غزالى گويد: «تا معلوم شود كه مقصود آگاهانيدن كسى است كه در مورد فيلسوفان حسن ظنّ دارد و مىپندارد كه رفتار آنان خالى از تناقض است.
بنا بر اين من به فيلسوفان اعتراض نمىكنم مگر به عنوان يك انكاركننده، نه به عنوان كسى كه مىخواهد چيزى را به اثبات برساند. بنا بر اين عقايد آنان را به طرق گوناگون ابطال خواهم كرد.» (تهافة الفلاسفة).
تقابل
فارسى/ رويارويى
فرانسه/Opposition
انگليسى/Opposition
لاتين/Oppositio
تقابل يا رويارويى حالتى بين دو شىء است كه به موجب آن، مواجه يكديگرند، و يا ارتباط بين دو شىء متحرك است كه بطور مساوى، نسبت به نقطه معينى از هم دور مىشوند يا به هم نزديك مىشوند.
در منطق تقابل به دو صورت است: تقابل تصورات و