فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٤٢ - ل
ل
لا اخلاقى
فارسى/ ضد اخلاق و غير اخلاق
فرانسه/Immoral ,Amoral
انگليسى/Immoral ,Amoral
١- ضد اخلاقى (Immoral( به معنى مخالفت با قواعد رفتارى مورد قبول در يك زمان معين و مكان معين، يا قواعد مورد قبول يك شخص معين است. نيز اين عنوان به كسى اطلاق مىشود كه ارزشهاى برتر اخلاقى را مىپذيرد و در هنگام عمل بر خلاف آنها عمل مىكند. در نظر آندره ژيد ضد اخلاقى كسى است كه احساس خود را نسبت به آنچه در نظر مردم خير يا شرّ است، از دست داده است.
٢- غير اخلاقى (Amoral( كسى است كه نسبت به اخلاق بىتوجه است. يا چيزى است كه ربطى به مباحث اخلاقى ندارد. مثل افعال طبيعى و افعال حيوان. اين افعال دور از زمينه اخلاق است. زيرا بدون آگاهى و علم و اراده انجام مىشود. اينها افعالى است كه ربطى به خير و شرّ ندارد. مثلا مىگويند: علم [يك امر] غير اخلاقى است.
يعنى ربطى به اخلاق ندارد، زيرا احكام آن مربوط به واقعيت است و از نوع احكام ارزشى يا سنجشى نيست.
٣- ضد اخلاقگرائى (Immoralisme( روش نيچه است كه معتقد است بايد اخلاق رايج و متداول را رها كرد و اخلاق تازهاى را پذيرفت كه متكى بر اراده قدرت باشد. نظر نيچه به معنى انكار مطلق اخلاق نيست. زيرا وى اخلاق رايج را طرد كرده است تا نظام تازهاى از ارزشها را به جاى آن قرار دهد كه بر خلاف و حتى ضد ارزشهاى اخلاق رايج است.
در كنار اين فلسفه ضد اخلاقگرائى نسبى، نظريه بىاخلاقى مطلق (Amoralisme( قرار دارد كه نه به چيزى امر و نه از چيزى نهى مىكند بلكه اخلاق و ارزشهاى اخلاقى را بكلى منكر است.
لا ادرية
فارسى/ ندانمگرايى
فرانسه/Agnosticisme
انگليسى/Agnosticism
١- ندانمگرائى نزد قدما يكى از فرقههاى سفسطى است كه وجود و شناخت همه چيز را منكر است. اينان گفتهاند: چون حسيات، بديهيات و نظريات همه مشكوك است، بر انسان عاقل است كه چيزى را به نظر قطعى نگيرد.
اگر به آنان گفته مىشد كه شما در اين قول خود قاطع هستيد و به اين طريق در تناقض افتادهايد، مىگفتند: نظر ما براى ما قطعى نيست بلكه اين هم مشكوك است. بنا بر اين ما شك مىكنيم و در شك خود نيز شك مىكنيم و به اين ترتيب شك به همه چيز كشيده مىشود. بنا بر اين از طرف ما مطلب به جاى قطعى نمىرسد و ما بدون اينكه در تناقض افتيم، به مقصود خود مىرسيم. (كشّاف تهانوى) ٢- ندانمگرائى نزد متفكران جديد عبارت است از انكار ارزش عقل و قدرت امور شناخت حقيقت، يا انكار شناخت مطلق (هاكسلى)، و يا عبارت است از قول به