فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦٨٢ - ى
ى
يأس
فارسى/ نااميدى
فرانسه/Desespoir
انگليسى/Despair
يأس به معنى نااميدى و قطع آرزو و مترادف قنوط است.
مثلا مىتوان گفت از رحمت خدا نااميد نباشيد (قطع قنوط نكنيد) در قرآن هر يأسى به معنى قنوط است جز آنچه در سوره رعد آمده است كه به معنى علم است. نااميدى از لغزشهاى دينى است زيرا كفران نعمت خداوند است، و از لغزشهاى اخلاقى است، زيرا به معنى ستم بر خويشتن و خودكشى اخلاقى تدريجى است. نااميدى مطلق مرگ است.
يقظة
فارسى/ بيدارى
فرانسه/Eveil
انگليسى/Awakening
بيدارى در مقابل خواب است و مجازا به هوشيارى و آگاهى نسبت به امور اطلاق مىشود. غزالى گويد: «ممكن است حالتى به تو دست دهد كه نسبت آن به بيدارى تو مثل نسبت بيدارى تو به خواب تو باشد و بيدارى تو نسبت به آن، خواب تلقى شود. شايد اين حالت همان حالتى باشد كه صوفيان مدعى آن هستند، زيرا صوفيان گمان مىكنند وقتى در خود فرو مىروند و از حواس خود غيبت مىكنند، احوالى را مشاهده مىكنند كه موافق اين معقولات نيست و شايد اين حالت مرگ باشد.» (المنقذ) بيدارى نزد صوفيان عبارت است از: «درك اين كه مقصود خداوند از منع و بازداشت چيست.» (تعريفات جرجانى)
يقين
فارسى/ يقين
فرانسه/Certitude
انگليسى/Certitude ,Certainty
لاتين/Certitudo
١- يقين عبارت است از اعتقاد جازم و مطابق واقع و ثابت كه به تشكيك مشككى زايل نشود. اين اعتقاد يك حالت ذهنى است كه مبتنى است بر اطمينان نفس به وجود چيزى با اعتقاد به اينكه چنين شيئى چنين و چنان است و نمىتواند جز اين باشد.
٢- يقين در مقابل شك است و در فلسفه مدرسى بر سه قسم است:
اول- يقين واقعى يا يقين طبيعى كه عبارت است از اعتقاد جازم متعلق به موضوعات تجربه. مثل قبول اينكه از آسمان باران مىبارد.
دوم- يقين علمى كه عبارت است از اعتقاد جازم متعلق به ادراك حقايق بديهى و حقايق نظرى. اگر حقايق از