فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٤١ - ط
عضوى كه همراه آن است، تحقيق مىكند. اين شعبه از روانشناسى غير از روانشناسى آسيبى (Pathologique Psychologie( است. (رجوع كنيد به نفس، نفسى).
طبع
فارسى/ نهاد
فرانسه/Naturel
انگليسى/Nature
لاتين/Naturalis
طبع عبارت است از سرشتى كه انسان بر آن آفريده شده است. (تعريفات جرجانى) يا مجموع استعدادات خلقى و روانىاى است كه انسان متصف بدان است و مترادف خلق و طبيعت و سجيه است.
در زيستشناسى طبع به مجموع صفاتى اطلاق مىشود كه موجب تمايز ذاتى موجود زنده است. گفتهاند: طبع عبارت از هر هيأتى است كه نوع توسط آن به كمال خود مىرسد، چه فعلى باشد چه انفعالى. طبع اعم از طبيعت است، زيرا ممكن است چيزى از طبيعت باشد اما طبع نباشد، مثل انگشت زيادى در دست كه يك پديده طبيعى است، اما بر حسب طبيعت كامل، طبع نيست. و نيز گفتهاند: طبع مطلقا مبدأ حركت است، چه همراه با علم و اراده باشد چه همراه نباشد. طبع به اين معنى مترادف طبيعت است. و نيز گفتهاند: طبع عبارت است از صورت نوعى يا نفس.
طبع در مقابل تطبع است زيرا طبع فطرى و تطبع اكتسابى است. طبعى منسوب به طبع و مترادف طبيعى است. طبع به معنى خوى و شخصيت است كه عبارت است از مجموع پديدارهاى رفتارى و شعورى اكتسابى و موروثى كه افراد را از يكديگر متمايز مىكند. (رجوع كنيد به خلق).
علم الطباع يا شخصيتشناسى (Caracterologie( علمى است كه در شخصيت و ويژگىهاى فردى تحقيق مىكند و بر دو قسم است: يكى شخصيتشناسى عام كه صفات و عادات را بطور كلى مورد بحث قرار مىدهد به نحوى كه روابط مشترك بين صفات شخصى را معين مىكند. دوم شخصيتشناسى خاص كه از صفاتى بحث مىكند كه موجب تمايز هر يك از افراد است. اين بخش مبتنى است بر توصيف و تحليل و طبقه بندى. اگر شخصيتشناسى مشتمل بر طبقه بندى تفاوتهاى عضوى باشد، نمونهشناسى (Typologie ناميده مىشود كه موضوع آن تحقيق در صور و اشكال انسانى از جهت شباهت جسمانى و رابطه و پيوند آنها با جنبههاى روانى است.
طبقه
فارسى/ رسته
فرانسه/Caste ,Classe
انگليسى/Caste ,Class
طبقه در زبان عربى به معنى مردمى است كه در سن و سال و عهد و زمان مشابهت داشته باشند، و عبارت است از حال و رتبه و منزلت و درجه. و طبقه به معنى گروه است و نزد هندوان گروه بدخويى است كه اساس آن وراثت يا خويشاوندى است و داراى ملاك مدنى و سياسى خاصى است. هر گروهى از مردم كه در را به روى خود ببندد، يك طبقه محسوب مىشود. فرق نظام طبقاتى در هند و نظام طبقاتى جامعه [بطور كلى] در جوامع جديد اين است كه طبقات هندى مبتنى بر تمايز دينى است و محدوديت آنها بيشتر از محدوديت طبقات اجتماعى امروزى است و داراى ضوابط قانونى مخصوصى است در حالى كه طبقات اجتماعى چنين نيست. زيرا در طبقات اجتماعى يك فرد مىتواند از طبقهاى به طبقه ديگر ترقى كند و هدف قوانين اجتماعى و سياسى اين است كه بين تمام افراد ملت مساوات برقرار كند. طبقه كارگر به افراد زحمتكشى اطلاق مىشود كه روزى خود را با عرق جبين تأمين مىكنند. خلاصه طبقه بندى جوامع نسبت به تمدنهاى گوناگون متفاوت است. اين طبقهبندى مبتنى است بر ثروت، جنس، دين، نژاد، علم و ... و انتقال از طبقهاى به طبقه ديگر، در بعضى جوامع ممكن و در بعضى غير ممكن است.
با وجود اينكه اصل تساوى دموكراتيك ايجاب مىكند كه در جامعه طبقه وجود نداشته باشد، بيشتر جوامع تا زمان حال، مركب از طبقاتى هستند كه ناشى از تفاوتهاى اقتصادى است.