فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦١٥ - تكمله
كه در اعصاب ايجاد مىشود. سنجش شعور و آگاهى در اين حالت به سنجش عوامل طبيعى آگاهى از قبيل صدا و نور و فشار و ... باز مىگردد.
آگاهى به معنى خاص، به مجموع پديدارهاى طبيعى و فيزيولوژيكى ضرورى براى ايجاد و احساس، اطلاق مىشود و شامل سه بخش است:
١- تأثير در اعصاب ٢- انتقال اين تأثير به مغز ٣- عمل ذهنى مقارن ظهور احساس در نفس. انگيزه مترادف مؤثر و محرّض است. (رجوع كنيد به تنبيه).
منتظم
فارسى/ با نظم
فرانسه/Regulier
انگليسى/Regular
منتظم يعنى چيزى كه مطابق قاعده باشد. اين اصطلاح مترادف «قانونى» است. مثلا مىگويند: چند ضلعى منتظم، دگرگونى منتظم و اراده منتظم. و نيز منتظم به معنى شىء معينى است كه در ضبط قانون باشد. مثل اينكه در مورد پديدارهاى طبيعى بگوييم: تعاقب آنها منتظم است. و در مورد علل بگوييم: بعضى از آنها منتظم و دائمى است و بعضى ديگر عرضى يا اتفاقى. و نيز منتظم به معنى چيزى است كه حدوث آن به يك روش و نسبت واحد تكرار شود.
مثل نبض منتظم و ديدارهاى منتظم.
منطق
فارسى/ منطق
فرانسه/Logique
انگليسى/Logic
لاتين/Logica
١- منطق در لغت به معنى كلام و گفتار است و در اصطلاح فيلسوفان: «آلتى قانونى است كه مراعات كردن آن، فكر را از خطا باز مىدارد.» (تعريفات جرجانى) و نيز منطق عبارت است از «علم به قوانينى كه فايده آن شناخت روشهاى انتقال از معلومات به مجهولات و شرايط اين انتقال است، به نحوى كه فكر گرفتار خطا نشود.» (كشاف تهانوى) و يا عبارت است از «قوانينى كه توسط آنها، در حدود معرفت ماهيات و استدلالهاى مفيد تصديق، درست از نادرست شناخته مىشود.» (مقدمه ابن خلدون) ٢- ارسطو اولين كسى است كه قواعد منطق را پالوده و مسائل و فصول آن را مرتب كرده است. اما او اين صناعت را تحليل ناميده است و عنوان منطق را اولين بار شارحان ارسطو به اين فن اطلاق كردند. بعد از اسكندر افروديسى، استعمال اين لفظ عموميت يافت و متفكران مسلمان گاهى آن را منطق و گاهى ميزان ناميدهاند در نظر فارابى اين علم در رأس تمام علوم قرار دارد، زيرا احكام منطق در تمام علوم جارى است.
در نظر ابن سينا منطق خادم علوم است زيرا ابزارى است در دست علوم ديگر و وسيله دستيابى به علوم ديگر است. در نظر غزالى، منطق معيار علم است و نزد فيلسوفان پوررويال منطق هنر انديشيدن است و از اين جهت منطق ناميده شده است كه اصطلاح نطق به لفظ و ادراك كليات و نفس ناطقه اطلاق مىشود.
٣- مجموع مقالات منطقى ارسطو را ارغنون گويند. اين مقالات عبارت است از:
مقولات، عبارات، تحليلات اولى، تحليلات ثانى، جدل، سفسطه، خطابه، شعر، و كتاب مدخل منطق از فرفوريوس موسوم به ايساغوجى.
٤- منطق به دو قسمت منطق صورى و منطق عام تقسيم مىشود:
منطق صورى عبارت است از بحث در تصورات، تصديقات و قياسها از لحاظ صورت آنها نه از لحاظ ماده و عادة منطق صورى به منطق ارسطو يا منطق قياسات اطلاق مىشود كه از اقسام آن، منطق جديد موسوم به منطق نمادين است كه توسط علائم و نشانهها از قوانين منطق بحث مىكند و نه توسط الفاظ و عبارات. اين منطق نمادين را، منطق رياضى، جبر منطق و منطق الغوريتم نيز مىگويند.
منطق عام عبارت است از بحث در روشهاى انتقال فكر به معرفت و شناخت روشى كه منتهى به كشف حقيقت مىشود و اينكه كدام روش موجب خطا و غلط مىگردد.
اين بخشى از منطق محدود به تحقيق در صور براهين نمىشود بلكه مادّه فكر را نيز مورد تحقيق قرار مىدهد.
واضحترين روشهاى اين منطق ماده، روش مشاده، فرضيه، تجربه، استقراء و اقسام ديگر روشهاى تحقيق علمى است.
٥- منطق متعالى يا برتر، در اصطلاح كانت، عبارت