فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦٦٩ - و
٤- ممكن است كسى، بدون اينكه هوادار تفكر اگوست كنت باشد، به عنوان كسى كه داراى روح تحصلى است، توصيف شود اين توصيف را گاهى به عنوان مدح و گاهى به عنوان ريشخند به كار مىبرند. اگر به قصد ريشخند اين عنوان را به كسى اطلاق كنند، مقصود كسى است كه در پى جلب لذات و منافع مادى است. تحصلى به اين معنى در مقابل آرمان خواه قرار دارد.
٥- تحصّل (Positivite( صفت فكر تحصلى است و به معانى زير به كار مىرود:
الف- آنچه با واقعيت در ارتباط باشد.
ب- احكام ايجابى.
ج- آنچه به اجراى عمل منسوب باشد نه بر امتناع آن در زبان اگوست كنت تحصّل مترادف فكر تحصلى است.
وطن
فارسى/ ميهن
فرانسه/Patrie
انگليسى/Native land
لاتين/Patria
ميهن به معنى عام، محل اقامت است. وطن اصلى جايى است كه انسان در آنجا متولد شده است يا در آنجا رشد كرده است. اما وطن به معنى خاص، محيطى است كه انسان از لحاظ عواطف روحى و قومى به آنجا علاقهمند است. وجه تمايز وطن از ملت يا دولت يك عامل وجدانى خاص است كه عبارت است از علاقه انسان به زمين (زادگاه) و احترام آن، به موجب اينكه گور اجداد او در آنجاست.
وظيفه
فارسى/ كاركرد
فرانسه/Fonction
انگليسى/Fonction
لاتين/Fonctio
١- وظيفه عبارت است از تعيين عمل يا خوراك و امثال آن، به معنى عهد و شرط نيز آمده است.
٢- در اصطلاح فلسفه، وظيفه عبارت است از كار مخصوصى كه كسى يا چيزى در يك مجموعه داراى اجزاء منسجم، آن را انجام مىدهد.
مانند كار پايه ساختمان در ساختمان سازى، كار كبد در فيزيولوژى، كار تخيل در روانشناسى، كار ارزيابى در علم اقتصاد و كار معلم در حكومت.
٣- در زيستشناسى، وظيفه عبارت است از مجموع خواصى كه براى بقاى موجود زنده، ضرورى است. مانند كار تغذيه، حركت و توليد مثل.
٤- در روانشناسى وظيفه عبارت است از مجموعه علل و عملياتى كه هدف واحدى را ايجاب كند. مانند ادراك، انفعال، تخيل و ...
٥- در جامعهشناسى، وظيفه عبارت است از اعمال يا حرفهها يا خدمات ضرورى براى حفظ بقاى جامعه. اين كارهاى اجتماعى بر دو قسم است. كارهاى خاصى كه خود افراد مستقيما انجام مىدهند و كارهاى عامى كه دولت براى افراد انجام مىدهد، از قبيل امور دفاعى، امنيتى، حقوقى و امثال آن.
٦- كار كردى (Fonctionnel( منسوب به كار كرد است. مثلا مىگويند روانشناسى كار كردى كه مقصود از آن تحقيق در اعمال ذهن است، از اين جهت كه در مجموع براى دستيابى به غايات معينى انجام مىشود. و يا مىگويند تعليم و تربيت كاركردى كه مقصود از آن اين است كه ممارست براى رشد و ترقى امرى ضرورى است.
٧- اصالت كاركرد (Fonctionnalisme( يكى از نظريات زيبايىشناسى است و مقصود از آن اين است كه زيبائى اثر هنرى در كارى است كه انجام مىدهد.
وهم
فارسى/ فريب
فرانسه/Fiction
انگليسى/Fiction
لاتين/Fictio
١- وهم يا فريب نوعى تصور و تخيل است و به صورتهاى ذهنىيى اطلاق مىشود كه معادل آنها چيزى در خارج موجود نيست. مانند تصور بعضى از مفاهيم رياضى و