فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٧٩ - ج
فرانسه/Neo
انگليسى/Neo
اصطلاح نوصفت بعضى از فلسفههائى است كه در احياء بعضى مذاهب فلسفى قديم بر اساس تازه، مىكوشند.
مثل:
نو افلاطونى: اين روش حوزه اسكندريه است كه وجه تمايز آن تلفيق و التقاط آراء مختلف فلسفى سابق بود.
نوانتقادى، روش رنويه، بروشار و هاملن است كه از كانت متأثراند.
نوتوماسى روش حوزه لوفان بلژيك است كه سعى مىكند بين فلسفه سن توماس و علم جديد تلفيق كند.
نوهگلى روش گرين و برادلى است.
نولاماركى و نوداروينى و غيره.
جذب
فارسى/ ربايندگى
فرانسه/Attraction
انگليسى/Attraction
لاتين/Attractio
اگر ربايندگى يك پديدار طبيعى باشد، دال بر نزديك شدن (تمايل نزديكى) اجسام به يكديگر است، بدون تمايل ابتدائى به پس زدن يكديگر. و اگر يك نيروى بىاراده (مكانيكى) باشد، دال بر قانون ربايندگى همگانى (جاذبه عمومى) است كه جاذبههاى برقى و مغناطيسى از موارد آن است. ربايندگى، به تمايل نيز، چه مادى و چه غير مادى، اطلاق مىشود.
اولو گويد: «مهم اين است كه معلوم شود اجسام آسمانى چگونه بر يكديگر اثر مىگذارند؟ آيا تأثير آنها بر يكديگر به طريق دفع است يا به طريق جذب؟ آيا ماده رقيقى وجود دارد كه آنها را از يكديگر مىراند يا نيروى پنهانى در آنها موجود است كه آنها را به سوى يكديگر مىربايد؟ در اين مورد فيلسوفان دو گروهاند: گروهى معتقد به جذب و گروه ديگر معتقد به دفع هستند.» اين جذب، مادى محض است. اما جذب نفسانى و روائى عبارت است از تمايل خودبخود به شخص معينى يا به هدف معينى. مثلا مىگوئيم بين اين دو شخص كشش متقابل وجود دارد. يا مانند قول فوريه كه گفته است: نيوتن قوانين جاذبه ماده را معلوم كرد و من قوانين جاذبه عاطفى و نفسانى را تعيين مىكنم.
جاذبيت حالتى است كه به موجب آن چيزى چيز ديگرى را به سوى خود مىكشد. جذب در اصطلاح صوفيان عبارت است از كشش خداوند بنده را به سوى خود و مجذوب كسى است كه خدا او را به سوى خود كشيده باشد. برترين اين حالت هنگامى است كه بدون سختى و كوشش و رياضت انجام شود.
جذر
فارسى/ ريشه- بنياد
فرانسه/Racine
انگليسى/Root
لاتين/Radix
جذر به معنى اصل است. ابن سيده گويد: جذر هر چيزى اصل آن است. در علم حساب جذر به معنى عددى است كه در خود ضرب شده باشد. مثلا جدر صد، ده است و جذر بيست و پنج، پنج است. عددى كه در خود ضرب شده باشد، در علم حساب جذر ناميده مىشود، در هندسه ضلع ناميده مىشود و در جبر و مقابله شىء ناميده مىشود و حاصل ضرب را به ترتيب مجذور، مربع و مال گويند.
جذر بر دو قسم است: گويا و اصم. جذر گويا يا جذرى است كه عدد صحيح باشد مثل نه كه جذر آن مىشود سه.
جذر اصم جذرى است كه عدد صحيح نباشد مثل ده كه فقط جذر تقريبى آن را مىتوان محاسبه كرد. تجذير يعنى به دست آوردن جذر.
لفظ جذور را بعضى به معنى اصول به كار بردهاند. مثلا مىگويند جذور معرفت، كه مقصود از آن، اصول و مبادى و علل و اوضاع و اوليات شناسائى است.
جذرى
فارسى/ بنيادين
فرانسه/Radical
انگليسى/Radical