فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٥٧ - ع
ابن سينا گويد: «معنى كلى از اين جهت كه طبيعت و معنى است مانند انسان از آن جهت كه انسان است، شىء است و از اين جهت كه عام يا خاص يا واحد يا كثير است ... شىء ديگرى است» (نجات) مقصود ابن سينا اين است كه كلى از آن جهت كه كلى است نه عام است و نه خاص، اما به اعتبار نسبت آن به اشياء، عام يا خاص مىشود. عرض عام نزد ابن سينا عبارت است از «كلى مفرد عرضى يا غير ذاتى كه معنى آن مشترك بين كثيرين است مثل سفيدى براى گچ» (نجات). عامى منسوب به عام است مانند اين سخن ابن سينا كه گفته است: «كلى عامى موجود نيست» (نجات).
عامل
فارسى/ كارگر
فرانسه/Facteur
انگليسى/Factor
لاتين/Factor
در اصطلاح نحويان عامل چيزى است كه مقتضى حركت در الفاظ گردد و بر دو قسم است: لفظى و معنوى عامل لفظى چيزى است كه حقيقة يا در حكم تلفظ شود.
عامل معنوى عاملى است كه نه در حقيقت و نه در حكم اثرى در لفظ نداشته باشد.
در اصطلاح فيلسوفان عامل چيزى است كه تأثيرى در شىء داشته باشد و مترادف علت و شرط و باعث است.
مىگويند كثرت توليد از عوامل ركود است.
در علم حساب عامل به معنى عدد صحيحى است كه عدد صحيح ديگرى را به طور جفت تقسيم كند مانند اعداد ٢ و ٦ و ٧ نسبت به عدد ١٦٨.
در اصطلاح مورخان عامل چيزى است كه در توالى حوادث تاريخى مؤثر باشد.
در روانشناسى عامل عبارت است از عنصر مؤثر در حالات روانيى كه بطور جمعى يا پراكنده در ايجاد نتيجه معينى مؤثر باشد.
در آمار عامل عبارت است از خاصه يا متغيرى كه در يكى از مباحث عينا اعتبار شود، يا عبارت است از علت خاص يك متغير واحد، يا عبارت است از علت مشترك چند متغير كه اساس رابطه بين آنها قرار مىگيرد.
تحليل عوامل روشى است كه در تحليل روابط موجود بين تعدادى مقادير مختلف مورد استفاده است. يا روشى است كه در تحليل سنجهها (تستها) به كار مىرود تا عوامل مختلف را بدان وسيله به تعدادى عوامل اوليه تبديل كنند. يا براى اينكه كيفيت عملياتى كه در انجام آزمايشها مورد نظر است كشف شود.
عامل مشترك در نظريه سبيرمان عبارت است از عنصر مشترك بين تمام استعدادهاى عقلى كه موجب تمايز آنها از عوامل خاص مختلف بر اساس استعدادها مىگردد.
عبادت
فارسى/ بندگى
فرانسه/Adoration
انگليسى/Adoration
لاتين/Adoratio
عبادت عبارت است از افتادگى انسان در مقابل خدايش به قصد بزرگداشت او. و يا عبارت است از «فعل شخص مكلّف برخلاف ميل خود به قصد بزرگداشت خداوند خود» (تعريفات جرجانى) عبادات عبارت است از مراسم و شعاير دينى.
لفظ عبادت بطور مجازى به افتادگى در مقابل خدايان دروغين نيز اطلاق مىشود. مانند بندگى ستارگان و ارواح.
و نيز به بزرگداشت اشيائى كه نشانه خدايان است اطلاق مىشود. مانند بندگى بتان و نيز به ميل شديد نسبت به شخص معينى و خوار كردن خود در مقابل او اطلاق مىشود، مانند بندگى معشوق.
فرق بندگى بتان (Idolatrie( و بندگى اشياء مادى (Fetichisme( در اين است كه بندگى بت مبتنى است بر وسيله قرار دادن بت براى تقرب به خداوند. در حالى كه بندگى اشياء مادى بندگى آنها براى خود آنهاست. معنى اين سخن اين است كه بت خدا نيست بلكه صورت رمزى خداوند است.
يكى از نشانههاى بندگى اشياء مادى حالت انحراف جنسى است كه انسان را به جاى عشق ورزيدن به معشوق به عشق ورزيدن به اشياء و لباسهاى او برمىانگيزد.
جامعهپرستى (Sociolatrie( اصطلاحى است كه