فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٤٩ - ب- معنى خاص
«اگر از صدق مطلق فرضى، صدق مطلق ادعائى لازم آيد كه با آن فرض علاقه منطقى داشته باشد، اثبات مطلق اين ادعا، مستقلّ از آن فرض ممكن است.» عبارت تقريرى يا روشنگر، عبارت خبرى يا اخبارى است و احكام تقريرى احكامى است كه از اثبات يا نفى چيزى، بدون توجه به ضرورت يا امكان آن، خبر مىدهد.
(مجمع اللغة العربيه) احكام تقريرى در نظر كانت احكامى است كه جهت آنها منطبق با مقوله وجود و مستقل از ضرورت باشد. اين احكام از جهت انطباق با وجود، نه از جهت ضرورت عقلى، احكام صحيحى است. مضمون اين قبيل قضايا و احكام، واقعى و تجربى ناميده مىشود. و نيز قضيه تقريرى (روشنگر) در مقابل قضيه ارزشى قرار دارد.
تقسيم
فارسى/ تقسيم
فرانسه/Division
انگليسى/Division
لاتين/Divisio
تقسيم در نظر فيلسوفان مترادف قسمت است، خواه قسمت كل به اجزاء باشد خواه قسمت كلى به جزئيات حقيقى يا اعتبارى.
فيلسوفان قرون وسطى، بين تقسيم كه جنس اعلى را به اجناس فروردين باز مىگرداند، و تجزيه كه كل را به اجزاء كاملكننده آن باز مىگرداند فرق گذاشتهاند. احكام تقسيم را در چهار قسم به شرح زير گرد آوردهاند.
اول: تقسيم جنس به انواع، مثل: منحنى درجه دوم، يا دايره است، يا قطع ناقص، يا قطع كامل و كافى، يا قطع زائد.
دوم: تقسيم نوع به فصول، مثل: شكل كثير الاضلاع يا منتظم است يا غير منتظم.
سوم: تقسيم موضوع به اعراض متقابلى كه در پى يكديگر بر آن وارد مىشوند، مثل: انسان يا خواب است يا بيدار.
چهارم تقسيم عرض به انواع مختلف آن، مثل: تنفس يا در حيوان است يا در نبات. اين قضاياى چهارگانه، چنانكه مشاهده مىشود، قضاياى شرطيه منفصله است.
بنا بر اين تقسيم عبارت است از ارجاع جنس به انواع يا ارجاع كل به اجزاء، و اين ارجاع يا ذهنى است و يا عينى و خارجى.
هر تقسيم دقيقى داراى دو شرط است. شرط اول اينكه تام، يعنى جامع تمام اجزاء شىء باشد، دوم اينكه انواع آن مقابل يكديگر باشند. مانند تقسيم ثنائى در شرطيه منفصله كه از ورود يك شىء در هر دو طرف، ممانعت مىكند. مثل اينكه بگوييم عدد يا زوج است يا فرد.
تقسيم كار در اقتصاد عبارت است از تنوع كار بر حسب حرفههاى مختلف و يا تقسيم كار به انواع مختلف آن. اين تقسيم را تقسيم كار حرفهاى گويند. تقسيم كار صنعتى عبارت است از تقسيم يك كار پيچيده به كارهاى سادهتر. در جامعهشناسى، تقسيم كار عبارت است از تنوع وظايف مختلف از جهت اقتصادى، سياسى حقوقى، فرهنگى و ...
در زيستشناسى تقسيم كار عبارت است از تنوع وظايف در اعضاى جسم موجود زنده بر حسب منافع آن.
تقليد
فارسى/ دنباله روى
فرانسه/Imitation
انگليسى/Imitation
لاتين/Imitatio
تقليد عبارت است از پيروى بىچون و چرا در گفتار و كردار، از كسى كه انسان گمان مىكند حقيقت در گفتار و كردار اوست. چنانكه گويى شخص دنبالهرو، گفتار و كردار ديگرى را مانند زنجير به گردن افكنده است. نيز مىتوان گفت تقليد عبارت است از قبول سخن ديگران بدون حجت و دليل.
در روانشناسى به هر پديدار روانى، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، كه شأن آن تكرار يك پديدار روانى قبلى باشد، تقليد گويند.
به اين ترتيب پديدارهاى نفسانى از طريق تقليد، از شخصى به شخص ديگر منتقل مىشود. چنانكه با جريان هوا، نور يا صدا از جايى به جاى ديگر منتقل مىشود.
تقليد آگاهانه، اين است كه شخص تقليدكننده به عمل خود آگاه باشد و تقليد ناآگاهانه اين است كه شخص نداند كه تقليد مىكند. تقليد را در اين حالت، تقليد القائى